تایپ فیس یا فونت ؛ مساله اینست!
- ۱۳۸۵/۱۲/۲۰ - ۰۵:۲۴
- مقاله
اختصاصی رسم : مقاله پژوهشی زیر را شهاب سیاوش برای رسم ارسال کرده است:
احتمالا اگر مجبور نبودیم ، متن حاضر را هم با فونتهای زر یا میترا که به قول قدیمیها کج و کوله و به قول امروزیها فرمدار شدهاند ، میدیدیم! نقطههایی که جابجا شدهاند و حروفی که بالا یا پایین رفتهاند ، کلماتی که روی سر و کول هم راه میروند!
بله! درست حدس زدهاید و باید میزدید ، صحبت از تایپ فیس مشهور استاد رضا عابدینی است که در سال 2001 توسط ایشان ارایه شده و گویا نام آن "ری زر" میباشد. این نکته را هم داشته باشید که در ایران نمیتوان یک فونت یا تایپ فیس را در مالکیت خود درآورد ، چون ما چیزی به اسم حقوق مولف نداریم! البته فقط در ایران ، در خارج از این کشور چیزی به نام کپی رایت وجود دارد و شما حتی نمیتوانید یک فونت خیلی معمولی را که در سیدیهای فونت رایج در ایران میبینید ، بدون خریدن و گرفتن اجازه از خالق آن ، حتی استفاده کنید. امتحانش هم رایگان است ، یکی از این فونتها را ، در برنامهای مثل ادوب (ی) ایلوستریتور استفاده کنید ، اگر تنظیمات آن را روی ایجاد نسخه پیدیاف بگذارید ، مشاهده میکنید که برنامه به شما اجازه ذخیره کردن فایل را به همراه فونت نمیدهد. مگر اینکه فونت از طرف خالق ، رایگان و بدون هیچ گونه انحصار حقوقی تولید شده باشد.
خودمانیم یکی از دوستان میگفت" اگر از کارهای آقای عابدینی تایپ فیس را حذف کنیم ، چه چیزی باقی میماند؟! " در ابتدا قبول نکردم که چیزی باقی نمیماند ، اما بعدا تصمیم گرفتم که بیشتر راجع به آن فکر کنم ، پس از کلنجار رفتن با خودم به این نتیجه رسیدم که اولا بیانصافی است که کارهای ایشان را کلا وابسته به تایپ فیسشان بدانیم و از طرف دیگر اینکه اگر این تایپ فیس به قول دوستان ایراد دارد یا ناخواناست ، پس چرا تلاشهایی در جهت ایجاد ساختارهایی مشابه با آن صورت میگیرد؟
در این میان عدهای هم هستند که میگویند چون این تایپ فیس را آقای عابدینی ابداع کردهاند ، کسی حق ندارد از آن استفاده کند ، چون در واقع لهجه ایشان به شمار میآید! انسان یک دوست و طرفدار مثل این آقایان داشته باشد ، نیاز به هیچ دشمنی ندارد. چرا که با این حرفشان بطور تلویحی بیان میکنند که " کارهای آقای عابدینی چیزی جز یک تایپ فیس نیست! " و همچنین در واقع دارند اعلام میدارند که " اگر شما از این تایپ فیس استفاده کنید ، ما چه طور بفهمیم چه کاری از استاد عابدینی است و چه کاری نیست؟! آن وقت ممکن است یک کار از شما را اشتباه بگیریم و شروع کنیم به تعریف کردن از آن یا برعکس! " جالب است که همیشه در ایران کاسهها از آش داغترند!
پذیرفتن این سخن دقیقا مثل اینست که بپذیریم نباید مثلا از فونت زر یا میترا یا لوتوس یا همین تاهوما استفاده کرد ، چون دیگری آنها را طراحی کرده است! و فراتر از اینها اصلا کسی حق ندارد با فونت زر ، کار گرافیکی انجام دهد چون سالها قبل ایجاد شده است و صاحب دارد! در عالم عریض و طویل گرافیک ، یک تایپ فیس اصلا به چشم نمیآید ، چه رسد که بخواهیم نسبت به استفاده کردن یا نکردن از آن تعصب داشته باشیم.
وقتی کاری درست و هدفمند انجام میشود ، نمیتوان آن را رد کرد. اگر تایپوگرافی براساس قواعد و گلیفهای اصلی این تایپ فیس انجام شود ، نتیجه خارقالعاده است. بسیار تمایل داشتم که خود استاد راجع به نحوه ایجاد و چگونگی پیدایش این تایپ فیس توضیح میدادند که نبوغ یک ایرانی را بهتر درک کنیم و لذت ببریم.
در این که ابداع چنین تایپ فیسی یک اتفاق بزرگ در سیر تحولات تایپوگرافی ایران محسوب میشود ، هیچ شکی نداریم و به اینکه این اقدام حاکی از نبوغ وافر یک ایرانی در متحول کردن ساختار حروف زبان فارسی است ، باز هم نمیتوانیم و نباید شک کنیم. شباهت زیادی که این تایپ فیس از لحاظ ساختاری با حروف لاتین دارد ، نیز جالب است. سعی کنید حروف نوشته شده با این تایپ فیس را به گونهای ببینید و بخوانید که یک خارجی میبیند و میخواند. چسبندگی و قرار گرفتن حروف بر روی بیس لاین (Base Line) باعث ایجاد حالتی شبیه به ساختارهای لاتین میشود. در زیر گلیفهای این فونت را با هم میبینیم:

این تایپ فیس از روی فونت زر در حالت بولد ساخته شده و از ویژگیهای آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد(ممکن است بگویید یک تایپ فیس این همه داستان ندارد ، درست است ندارد ، اما میخواهیم برای یک بار هم که شده موشکافانه بررسی کنیم):
1. در فونتهای فارسی ، اصولا برای هر حرف یا لتر زبان فارسی چهار گلیف در نظر گرفته میشود ، منظور فونتهای سری برنا رایانه و فونتهای معمول است. گلیف ابتدایی (اینیشیال) ، گلیف ابتدایی در حالت چسبنده (مدیال) ، گلیف پایانی (فِری) ، گلیف پایانی در حالت چسبنده (فاینال). اما در این تایپ فیس این تعداد به دو عدد کاهش یافته است ، به عبارت دیگر گلیفهای چسبنده کنار گذاشته شدهاند.
2. نقطهها از حالت معمول فونتهای فارسی که مربع یا لوزی هستند و در واقع از خطوط نسخ و نستعلیق گرفته شدهاند ، به دایره تغییر شکل دادهاند.
3. فضاهای خالی حروف از حالتهایی کاملا بدون فرم به دایرههایی تبدیل شدهاند که پویایی و تناسب آنها با نقطهها که آنها هم دایره هستند ، بسیار زیباست.
4. یک گلیف منحصر بفرد که تنها گلیفی است که در این تایپ فیس کلا دگرگون شده ، گلیف پایانی چسبنده لتر "ی" میباشد که احتمالا برای تکمیل و بستن فرم در انتهای یک کلمه و همچنین تناسب با حروف سنتی خطوط ایرانی ایجاد شده است.
5. کلیه گلیفهای این تایپ فیس بر روی بیس لاین قرار دارند ، یعنی حروفی مانند "ج" و حروف شبیه به آن مانند "چ" ، "ح" ، "خ" و همچنین حروف "ر" ، "ز" ، "ژ" ، "ع" ، "غ" ، "ل" ، "م" ، "ن" ، "و" ، " ی" (در مواردی بعضی از این حروف به مکان اولیه خود برمیگردند) هم به بالای بیس لاین منتقل شدهاند. گویا آقای عابدینی راجع به این مساله گفتهاند که " حروف را بجای اصلیشان برگرداندهام" که من دقیقا نمیدانم منظور چه بوده؟! چون هیچگاه و در هیچ خطی ، حروف بطور جداگانه روی بیس لاین (در خطوط فارسی همان خط کرسی) قرار نمیگیرند!
6. بعضی از گلیفها مانند "س" پایانی تغییراتی را در انتهای خود پذیرفتهاند و گویا بریده شدهاند تا با کلمات بعد از خود ، ساختار و ترکیببندی بهتری بوجود بیاورند. مشخص نیست که چرا حرف "ص" با توجه به شباهت به حرف "س" به گونهای متفاوت برش خورده است.
این موارد مخصوصا برای کسانی که تمایل به ایجاد ساختارهایی شبیه به این تایپ فیس دارند ، الزامیست. زیرا در مواردی دیده شده است که ندانسته کارهایی صورت گرفته است که گویا منظور ایجاد چنین ترکیببندی بوده ، اما نتیجه چیز دیگری شده است.
نکته: بعضی از این گلیفها در دو حالت ارایه شدهاند که احتمالا برای هماهنگی و سازگاری با دیگر حروف و همچنین تنوع بیشتر بوده است: مانند "ن" ، "ک" ، "ه" ، "ح" و همخانوادههای آن و همچنین برای جلوگیری از مشکل چسبندگی ، گلیف "ب" و همخانوادههای آن در حالت ابتدایی خود ، با سه حالت ارایه شدهاند . . .
نکات مثبت:
1. ترکیببندی و تناسب مابین گلیفها
2. زیبایی و جذابیت بالا
3. حذف شدن گلیفهای اضافی
4. انعطاف پذیری بالا
نکات منفی:
1. سازگار نبودن برای تولید فونت؛ چرا که با توجه به نوع گلیفها (مخصوصا قرار داشتن حروف روی بیس لاین و برگشتن و وارد شدن گلیف "ی" پایانی چسبنده به گلیف ماقبل خود) و همچنین تداخل بعضی از گلیفها در برخی شرایط خاص ، باید فونت این تایپ فیس بدون نقطه طراحی شود تا با حروف دیگر تداخل پیدا نکند. البته در صورت استفاده از ادوب (ی) ایلوستریتور یا هر برنامه برداری دیگر ، فونت نقطهدار نیز میتواند استفاده شود. چون با استفاده از امکان آوت لاین میتوان تداخلها را به راحتی برطرف کرد.
2. خوانا نبودن برای بسیاری از مخاطبان؛ گویا آقای عابدینی در این مورد گفتهاند که " در تایپوگرافی ،خوانایی خرافه است". بله میتواند خرافه باشد ، اما هنگامی که حروف به غیر از معانی لغوی خود مفهومی را بصورت تصویری و بصری منتقل کنند و قرار نباشد خوانده شوند که اگر قرار باشد خوانده شوند (مانند نام فلان همایش یا آدرس یا زمان برگزاری) نه تنها خوانایی خرافه نیست بلکه خرافه نیست!! اضافه کنم که به نظر شخصی من کلماتی که با این تایپ فیس نوشته میشوند ، چندان هم ناخوانا نیستند.
3. سازگار نبودن برای استفاده در حجم بالایی از حروف؛ چرا که نیاز به نقطهگذاری و جابجا کردن و اصلاحات دارد.
برخلاف مطلبی که بسیار نوشته و گفته میشود ، به نظر میرسد این تایپ فیس بیشتر براساس فونتهای چاپی فارسی است تا خطوط سنتی و قدیمی ایرانی. توصیفات مشابه این را هم در جاهای دیگر (سایت پوسترپیج و سایت پینگ مگ ) میتوان دید.
یک بار دیگر به این تایپ فیس نگاهی بیاندازید ، مولفههای خطوط چاپی را بیشتر میبینید یا خطوط سنتی ایران؟ چه مولفهای از خطوط سنتی ایران مانند نسخ ، ثلث و نستعلیق در این تایپ فیس میبینید؟ البته این اظهار نظر و مواردی از این دست ، نشان از عمق ناآگاهی و ناآشنایی با حروف و خطوط فارسی است.
همانطور که میدانید بدلیل رشد تکنولوژی چاپ در اواخر قرن سیزدهم هجری قرار شد که اولین فونت سربی چاپی برای نگارش خط فارسی طراحی شود که متاسفانه با وجود تلاشهایی که توسط دو خوشنویس برجسته آن زمان برای ایجاد این فونت براساس خط نستعلیق صورت گرفت ، سرانجام بعلت سهلانگاری و بیاهمیت بودن این مساله از سوی حکومت ، کار به روسها واگذار شد که آنها هم ترجیح دادند از فونتی که قبل از آن برای عربها براساس خط نسخ طراحی کرده بودند ، برای ما ایرانیها هم استفاده کنند. تنها کار شاقی که برای ما انجام دادند اضافه کردن چهار حرف "پ" ، "ژ" ، "گ" و "چ" بود!
البته این مساله چیزی از قصور نسلهای بعدی کم نمیکند که در این سالها هیچ کار مفیدی جز تولید فلهای فونتهای بیپایه و اساس انجام ندادهاند و هنوز که هنوز است از زبان استادان در جاهای مختلف میشنویم که " بله ، کار سازماندهی شدهای در مقوله تولید فونت انجام نشده است! " گویا قرارست عدهای موجودات سه پا و سه چشم از عالم متافیزیک بیایند و انجام این مهم را برعهده بگیرند! مگر غیر از اینست که همین طراحان باید دست بکار شده و همت کنند؟!
هرگاه که در پالت فونت آدوب (ی) فتوشاپ ، فونتهای "ثلث" و "نسخ" را که شرکت وین سافت طراحی کرده ، میبینم احساس شرم توام با حقارت میکنم! (داخل پرانتز عرض کنم که بله ، ما هم آن فونتهایی را که قرارست به آنها بگوییم "ثلث" ، "نسخ" و "نستعلیق" و توسط ایرانیها طراحی شده ، دیدهایم ، اما منظور کار کارشناسی شده با حمایت وزارت ارشاد یا هر متولی دیگر است که بصورت ملی انجام شود و نیاز به ویرایش یا نصب نرمافزار یا ویندوز خاصی نداشته باشد و استاندارد و براساس یونیکد (Unicode) واحد طراحی شده باشد). به همین فونت "تاهوما" که این مقاله با آن نوشته شده ، نگاه کنید. علیرغم نداشتن زیبایی ظاهری ، سازگاری و خوانایی این فونت فوقالعاده است (باز هم میتوانید امتحان کنید: یک متن با فونت تاهوما به فارسی بنویسید ، همین متن را با فونت زر بنویسید. حالا هر دو را کوچک کنید تا 8 و حتی کمتر ، ملاحظه میکنید که تاهوما تا پایینترین مقادیر خوانایی خود را حفظ میکند) چرا؟ چون یک گروه با کار کارشناسی و در نظر گرفتن تمامی حالات و شرایط اقدام به تولید این فونت نمودهاند و این گونه نبوده که با باز کردن یک فونت در یک برنامه ویرایش فونت و اعمال یکی دو فیلتر یا برش دادن آن ، یک فونت جدید خلق شود! این را هم اضافه کنید که آنها زبان مادریشان فارسی نبوده و احتمالا ایرانی هم نبودهاند!
چرا ما ایرانیها هیچ وقت نمیخواهیم مسالهای را جدی گرفته و از پایه و اساس به فکر انجام کاری بیافتیم؟!
این در حالیست که به گفته دکتر رکن الدین همایون فرخ ، خط آرامی که کلیه خطوط لاتین و غیر لاتین از آن ساخته شده است ، ساخته ما ایرانیان بوده است :به استناد سنگ نوشته داریوش بزرگ در بغستان (بیستون) در بند بیست از ستون چهارم که به زبان پارسی است ، مینویسد:" داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این خط من است که من کردم. به جز این ، به زبان و خط آریایی هم روی لوح و هم روی چرم نوشته شده. جز آن ، پیکر خود را هم بساختم و جز آن ، تبارنامه خود را نوشتم. در پیش من این نوشته خوانده شد. پس از آن ، من این نوشتهها را همه جا در میان کشورها فرستادم". سند دیگری ، خوشبختانه نوشته بغستان را تایید میکند و راه هرگونه مغلطه و سفسطه را برای معاندان و مخالفان میبندد و آن کتیبهایست که در جزیرةالفیل مصر یافت شده و این کتیبه هم رونوشت کتیبه بغستان است. این دو سند کتبی برای ما ایرانیان ، سندی مقدس و معتبر است و به استناد این دو سند از داریوش بزرگ ، ما خطی را که دیگران به جعل و تزویر ، آرامی خواندهاند ، آریایی میخوانیم و آرامی خواندن این خط را خیانت به تاریخ و فرهنگ ایران میدانیم. یهودان پس از آمدن به ایران با خط تحریری آریایی آشنا شدند و آموختند و نام آن را بعدها از آریایی به آرامی تبدیل کردهاند. آنها میگویند که آرامیها فرزندان آرام ، فرزند سام بودند و کلدانیان از آنان ، این خط را آموختند و سپس خط عبری را از آن مشتق ساختند. با خواندن این همه پیچ و خم در کلام ، درمییابیم مقصود اینست که خط ، ابداع و اختراع قوم یهود است و بسیاری از محققان سادهلوح نیز این جعلیات را پذیرفتهاند و بدون تعمق و تحقیق در نوشتههایشان بکار میبرند. باید توجه داشت ۵۵٠٠ سال پیش از این که در ایران ، آثار خط میخی به دست آمده است. این دولت ، حکومت و مردم مجعول آرامی کجا بودهاند و چه میکردهاند؟
منبع: مقاله سهم ایرانیان در پیدایش و آفرینش خط در جهان (دکتر رکن الدین همایون فرخ)
بعد از این همه سال و با داشتن این همه گرافیست ، حتی فونتهای خطوط با اصالت زبان فارسی را هم تولید نکردهایم. البته در زمینه فونتهای بسیار اصیل ( منظورم بسیار قدیمی است) مانند میخی ، اوستا و پهلوی کارهایی از سوی کتابخانه ملی یا مرکز اسناد ملی ایران صورت گرفته است که جای تقدیر دارد ، که احتمالا این مساله به دلیل راحتتر بودن کار طراحی بوده است چون همان طور که میدانیم ایجاد یک فونت نستعلیق کامل به همراه ویژگیهای خط شکسته نستعلیق با حروف نقطهدار، حدود 2000 گلیف میطلبد! شاید هم بیشتر!
همچنین نیاز به استفاده از فرمت "اپن تایپ " (Open Type Format) (otf) دارد که طراح بتواند در شرایط مختلف ، حالات متنوع این خط را اعمال نماید. البته این تعداد بیشتر خواهد شد اگر قرار باشد تمام زوج حروف و حالتهای خاص را هم اضافه کنیم ، چیزی در حدود 10000 گلیف! دلیل هم چیزی نیست جز اتصالات متنوع و بیشمار و متفاوت حروف در خط نستعلیق که در نسخ و ثلث وجود ندارد. همان طور که میدانید در خطهای نسخ و ثلث حروف ، در قالب فونتهای چاپی فارسی قرار میگیرند. شاید هم اصولا نتوان با چنین شرایطی فونتی از نستعلیق تهیه کرد اما جالب اینجاست که هیچ کس حتی سعی هم نمیکند ، شاید خدای نکرده شد! به تعدادی از این حالات متنوع خط نستعلیق نگاهی میاندازیم:

به نقل از ویکی پدیا اولین تلاشها جهت ایجاد فونت نستعلیق در " کالج فورت ویلیام" (Fort William College)صورت گرفته که ناموفق بوده است. در هند هم اقداماتی صورت گرفت که گویا با پیام ناامیدکننده "سازگار کردن نستعلیق با اهداف تجاری غیر ممکن است" پایان یافته است. بعد از آن موسسه "مونو تایپ" (Mono Type) با همکاری یک پاکستانی به نام " احمد جمیل میرزا " که خود یک خوشنویس بود دست بکار شد ، این سیستم " نوری نستعلیق" ( Nastaliq Noori) نامیده شد. جدیترین تلاش در این زمینه توسط " پی دی ام اس " صورت گرفت که یک اکتیو اکس برای این کار طراحی کرد و هنوز برای مصارف عمومی ارایه نشده است و برای کارهای خصوصی خود موسسه استفاده میشود. نباید از این مساله هم بگذریم که در پاکستان و توسط یک تیم دانشگاهی ، به سرپرستی " دکتر سرمد حسین " تلاشهایی در جهت تولید فونت اپن تایپ نستعلیق به نام " نفیس" ( Nafees Nastaliq)صورت گرفته که البته هدف آنها تولید فونت از خط نستعلیقی بوده که خودشان از آن استفاده میکنند. این فونت رایگان بوده و برای همه قابل استفاده میباشد. هم اکنون هم نسخه دیگری توسط " دکتر آتش دورانی " در پاکستان در حال آمادهسازی است که به احتمال فراوان با توجه به اینکه از فونت نفیس سادهتر و با گلیفها و اتصالات کمتر طراحی شده ، به کار ما ایرانیها نمیآید!
اگر یک پاکستانی یا یک هندو مخصوصا طراح این فونتی که در پایین میبینید ، این متن را بخواند فریاد میزند که "ما حداقل همین کار را کردیم. . . شما چه کار کردید؟! " به این فونت هم نگاهی بیاندازید:

بیان یک موضوع در اینجای بحث ضروری به نظر میرسد و آن هم اینست که آیا لزوما باید از خطوط سنتی ایرانی برای ایجاد فونت استفاده کرد یا خیر؟ که جواب آن مسلما سلیقهای خواهد بود. در رابطه با راستای اینکه ما احتمالا هیچ وقت فونت آبرومندانهای از خط نستعلیق ایجاد نخواهیم نکرد ، پیشنهاد میشود که حروف جداگانهای برای زبان فارسی طراحی شود ، مانند الفبای لاتین! در ابتدا خودم هم از کسانی بودم که در برابر این حرف جبهه میگرفتم که "پس اصالت و سنت دیرینه ما چه میشود و . . . ". اما جدا عرض میکنم ، راه حل ، تولید حروفی است که بدون در نظر گرفته شدن مکانشان یکسان باشند. همان طور که در گذشته هم همین طور بوده و هجوم اعراب و خط کوفی آنها و روحیه تساهل و تسامح ما ایرانیها ، باعث بوجود آمدن حروف چسبنده و در نهایت این فاجعه تایپوگرافی ، یعنی حروف چاپی فعلی شده است!
البته گفته میشود شواهدی در دست است که خط کوفی را هم ما ایرانیها تولید کردهایم.
" الفبای ایرانی در آغاز بصورت ابجد مردف بوده است و خط لاتین هم که مأخوذ از خطوط کهن ایرانیست ، هنوز بر همان ردیف ابجد و هوز استوار است. تغییر شکل الفبای ایرانی بصورت کنونی ، پس از اسلام روی داد و آن چنین بود که شعوبیه ایرانی برای تسهیل در فراگیری الفبا کوشیدند و حروف همسان را از نظر صورت و ردیف صوتی در کنار هم قرار دادند تا برای نوآموزان ، فراگیری آن آسان باشد و نامش را الفبای پیرآموز گذاشتند. اعراب خط نداشتهاند و خطی که از حمیر و انبار به عربستان رفته و در زمان ظهور اسلام نشر یافته است ، خط عربی نیست بلکه زبان عربی به این خط نوشته میشده است. و چون آثار مخطوط در قرون اولیه اسلامی و پس از آن ، به زبان عربی نوشته میشد ، خطی که با آن ، زبان عربی ثبت میگردید ، بنام خط عربی مشهور گردید. خطی که امروز زبان فارسی با آن نوشته میشود و در هند و پاکستان متداول و مرسوم است و در سابق در کشور عثمانی نیز رواج داشته است ، خط عربی نیست بلکه این خط که از انبار به نجد عربستان رفته یکی از خطوط متداول ایرانی بوده که با تحولاتی برای نوشتن زبان عربی بکار رفته است".
منبع: مقاله سهم ایرانیان در پیدایش و آفرینش خط در جهان ( رکن الدین همایون فرخ )
نظر دکتر آموزگار را هم بخوانیم: "خط عربی نیز با واسطه نبطیان از خط آرامی به وجود آمده است. نبطیان قومی از نژاد عرب بودند كه در نبطیه زندگی میكردند ، از حدود 150 سال پیش از میلاد گونهای از خط و زبان آرامی درمیان ایشان رایج بود ، از این خط ،خطی موسوم به سینایی نو بوجود آمد كه از سده اول پیش از میلاد تا سده چهارم میلادی در شبه جزیره سینا رواج داشت. خط كوفی در كوفه و حیره و نسخ در مكه ومدینه از این خط اقتباس شدهاند".
منبع: مقاله تاریخچهای از نگارش و خط (دکتر ژاله آموزگار )
به هر حال واقعا میزان و معیار ما برای ایرانی خطاب کردن یک خط چیست؟ اگر قدمت ملاک باشد که کلیه حروف ابتدایی خطوط ما جدا از هم بودند مانند خط میخی. اگر خط کوفی نبود ما هنوز هم جدا مینوشتیم. البته اگر قومی از حوالی آسیای شرقی به ما حمله و کشورمان را تصرف نمیکرد ، که در آن صورت احتمالا اشکال و طرحهای عجیب و غریب چینی و ژاپنی را بعنوان مظهری از روح ایرانی میپذیرفتیم!
در فوقالعاده بودن خط نستعلیق و تناسبات بینظیر آن شکی نیست ، اما با ورود صنعت چاپ و تحولات بعدی مانند فونت چاپی که در بالا گفته شد ، خط نستعلیق به خطی برای کارهای هنری و عرفانی! تبدیل شد و استفاده همگانی و روزمره از آن به فراموشی سپرده شد. مردم به تدریج با این خط بیگانه شدند و نستعلیق به یک نوستالژیای ایرانی تبدیل شد که فقط در موارد خاصی از آن استفاده میشد. از شما چه پنهان نظر خودم ایجاد حروف جدا از هم با استفاده از خط بنایی ست که در پایین میبینید:

البته این را هم میدانم که خواندن این گلیفها مشکل است و زیبایی منحصر بفردی هم ندارد ، چون منظور من حل کردن معضل چسبندگی حروف بوده است که به این طریق بیشتر مشکلات ما در دنیای کامپیوتر ، اینترنت ، چاپ ، صفحهآرایی و . . . مرتفع خواهد شد. میتوان همانند چین بر روی دو خط کار کرد ، خطی برای کارهای فنی و دستگاهی و خطی برای کارهای دیگر. باز هم تاکید کنم که منظور اصلا از ریشه برکندن کلیه فونتهای قبلی یا خطوط سنتی ایرانی نیست ، بلکه به نظر من در کارهای فنی و دستگاهی باید از چیزی شبیه به همین ایده کمک گرفت تا معضل حل شود. حال اینکه خود حروف مناسب هستند یا نه ، منظور این بخش از مقاله نیست. هر طراحی دیگری هم میتواند انجام شود ، فقط شرط آن جدا بودن و یکسان بودن تمامی حالات یک حرف است. لطفا نظر بدهید اما نه نظراتی مانند: " نه . . . اینها خوب نیستند" یا " اینها خوب هستند" یا "شما بهتر است فلان کار را بجای فلان کار بکنید". منطقی و بر پایه تفکر و استدلال بگویید که مثلا چرا جواب نمیدهد یا چرا مناسب نیست.
بیاییم جدا به معضل تایپوگرافی ایرانی بیشتر فکر کنیم و سعی کنیم بجای ایجاد فونتهای تکراری و بیفایده که به فونت شخصی معروف شده ، مشکلات ساختاری خطوط فارسی را حل کنیم. واقعا جالب است که دست خط ما چیزی شبیه به نستعلیق است ، اما حروف چاپی ما چیزی شبیه به نسخ! به اطراف خودمان نگاهی بیاندازیم ، دیگران یعنی غیر فارسی زبانان یا فارسی زبانان خارج از ایران بیشتر از ما فونت آبرومندانه و کارشناسانه فارسی خلق کردهاند!
به امید روزی که حداقل مقالاتی مانند متن حاضر را با فونتی ایرانی ببینیم و بخوانیم!
اخبار مرتبط :








فونت مولا طراحی شد
نظرات
سلامبه نظر من کسی می تواند به درستی از چیزی یا کسی نقد کند که خود نیز سر رشته ای در آن عرصه داشته باشد و یا اینکه حداقل یک نمونه کار با ارزش از خود ارائه دهد.قبل از اینکه مهر تایید و یا تکذیب به مطالب بالا بزنیم بهتر است هیچ نظری ندهیم و به کارهای آقای سیاوش رجوع کنیم . به نظر من آقای سیاوش به جای نوشتن مقالات و جواب دادن به کسانی که نظرات خود را می دهند(در صفحه گفتکو با اقای سیاوش) به سراغ بهتر شدن کارهای خودشان برود و زمانی که توانستند یک نمونه اثر گرافیکی ارزشمند ارائه دهند مقاله نوشتن را شروع کنند.
این حرف کمی خنده دار به نظر میرسه . مثل اینه که بگیم آقای پاکباز هم نقد ننویسه چون کار باارزش تجسمی خلق نکرده به نظر شما این درسته؟
سلام به همه و آرش خان. فرق آقای پاکباز با ایشون اینه که ایشون فقط یک نقادن اصولن. ولی آقا شهاب که کاراشون رو نشون مردم می دن, بالاخره خب ملت هم توقع دارن که حرفایی که می زنن, ی ذره تو کاراشون دیده شه! البته به نظر من این مقاله, مقاله خوبی نبود و فک می کنم کل این داستان رو ایشون نوشتن که توجیه پوسترهایی که با این تایپ فیس یا هرچی, خودشون طراحی کردن را توجیه کنن.\"فراموش نکنیم اتفاقی که در غرب برای تایپوگرافی افتاد, به حرکتهایی برا تولید فونت کمک کرد, ولی تایپوگرافی عملا در ایران, تایپوگرافی ماند. اصولا تایپوگرافی یک چیز اروپایی و با کمی دقت می توان دریافت که این\"تایپوگرافی ایرانی\" یک کپی محض از آثار اروپایی است که فقط با حروف فارسی انجام شده! اگر ی سری به گوگل بزنید که حتی پس زمینه ها(مثل رنگ های قهوه ای روشن, اکرو...), نوع قرار گرفتن حروف و ... به طور کامل کپی هستند و آثار خوب و غیر کپی بسیار کمن.
سلام به دوستان. نمی دونم چرا احساس کردید که من نیاز به توجیه کردن دارم ولی به هر حال باید بگم که کاش آقایان و خانم ها به جای کشف ماهیت شخصیتی اینجانب و روانشناسی کردن بنده ذرهای هم راجع به خود متن فکر کنن و نظر بدن. و همین طور دوستانی که گویا مبحث جدیدی رو در نقد ادبی پایه گذاری کردن و اونهم نقد یک مقاله بدون خوندن اونه! واقعا شگفت انگیزه! تبریک می گم! متشکرم
اولا باید بگم آقای سیاوش هر قدر هم به قول دوستان آماتور و غیر حرفه ای باشند و کارهایشان ارزشمند نباشد (که من اصلا اینطور فکر نمی کنم) اقلا یه کاری کردن که اقلا من تا حالا جایی ندیده بودم. و اون تشریح کامل فرم های بکار گرفته شده در آثار استاد عابدینی. بعضی ها هم نمیدانم چرا فکر می کنند اگه از کسی تعریف کنند (و البته به جا) شخصیتشون زیر سوال میره!؟من در حدی نیستم که در مورد کار های آقا شهاب یا استاد عابدینی یا هر هنرمند عزیز دیگه ای که هم سطح این عزیزان یا حتی هم سطح خودم باشند. چون تازه اول راهم. ولی با تمام بچگیم، اینو می فهمم که نگاه صرف منتقدانه... اصلا خوب نیست... یه کم سعی کنید نیمه پر رو ببینید...یاحق!