جستجو  |  آرشیو  |  عضویت    
 
۱۲ شهریور ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۶



ارامنه و گرافیک


اختصاصی رسم‌ : پنجمین فراخوان رسم با موضوع تایپوگرافی ارمنی بزودی منتشر خواهد شد. مقاله زیر را مهدی صادقی درباره خدمات جامعه ارامنه ایران برای پیشبرد گرافیک نوین کشور نوشته است:
 
 
درباره روند حرکت سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی ایرانیان به سمت مولفه‌های جامعه مدرن و گذر از قبیله‌گرایی‌های سنتی ،‌ دیدگاههای متفاوتی مطرح شده است. برخی سنگ بنای این حرکت را با آغاز حکومت صفویه هم‌سنگ می‌دانند و فعالیت‌های حاکمان آن دوره در مسیر انتقال دانش غرب به کشور را از این منظر تعریف‌پذیر می‌دانند. عده‌ای دیگر هم فعالیت دوره رضاخانی را سرآغاز مدرنیته جدید قلمداد می‌کنند.
در هر دو صورت و دیدگاه ، یک چیز مشترک است و آن نقش هموطنان ارمنی در این راه است.
دکتر کامران افشار مهاجر در کتاب " هنرمند ایرانی و مدرنیسم" یکی از عوامل تاثیرپذیری هنر ایران از غرب را به " انتقال ارامنه ساکن جلفا به ایران با تصمیم شاه عباس اول " ارجاع می‌دهد و می‌نویسد:" نقاشان ارمنی ، با نقاشی دیوارهای کلیسا و خانه‌های اعیانی جلفا ، چشم‌انداز بصری جدید را گشودند که سایه روشن و پرسپکتیو با آن همراه شد و جنبه زمینی و عینی نقاشی غلبه یافت. غیر از جلفا ، نقاشی‌های بزرگ دیواری در خانه بزرگان و اشراف و درباریان سراسر شهر ا صفهان توسط نقاشان ارمنی و اروپایی و به تدریج ایرانی ، رایج شد که به قصد تزیین و زیبا نمودن معماری و بویژه فضاهای داخلی بنا اجرا می‌شد".
 
      
 
گرافیک را معادل و هم ارز چاپ می‌دانند و تاریخ آن با تاریخ چاپ عجین شده است. نخستین چاپخانه سنگی ایران و خاور میانه در فاصله سال‌های 1638 تا 1641 میلادی (حدود 1015 خورشیدی) توسط ارامنه اصفهان تاسیس شد. خلیفه خاچاطور کیسا راتسی کتاب " زبور داود " را در کارگاهش در جلفای اصفهان منتشر کرد.کارگاه او را " باصمه خانه " یا " کارخانه بصمجی " می‌نامیدند.
(باصمه یا باسمه واژه ترکی و معادل کلمه press  است که در ایران به مطبعه شهرت یافت: آشنایی با صنعت چاپ ، اسمعیل دمیرچی ، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، 1381)
باصمه خانه خاچاطور طی 12 سال فعالیت ، هفت کتاب را به زبان ارمنی منتشر کرد: شرح پدران ارمنی ، نماز خاص ، کتاب کلیسایی ، تقویم‌نامه‌های حواری بغوس و بخش‌هایی از انجیل و تورات.
بنا به نوشته حسین چنعانی در سالشمار گرافیک ایران ، صفحه‌آرایی این کتاب‌ها شیوه خاصی داشته است.
این را هم باید اضافه کرد که نخستین کتاب فارسی چاپ سربی را یک ارمنی در سال 1687 در شهر لیدن هلند منتشر کرد.

در دوره جدید هم نخستین تلاش‌ها برای ترویج گرافیک نوین از سوی برخی ارامنه به نتیجه رسید. نخستین پوسترهای سینمایی ایران در فاصله سال‌های 1305 تا 1310 توسط موشق و ناپلئون سروری ، فردریک تالبرگ و . . . طراحی شد. (براساس برخی منابع و نوشته‌ها ، قومیت ارمنی برادران سروری مورد تشکیک است ، اما اغلب منابع آنها را ارمنی معرفی کرده‌اند)
مسعود مهرابی در مقدمه کتاب پوسترهای فیلم ، نام چند طراح ارمنی را که تا دهه 1320 پوسترهای سینمایی را طراحی می‌کردند ، نام می‌برد: گئورگ گازارف ، موشق آبراهام آبراهامیان ( میشا گیراگوسیان ) ، هایک اجاقیان ، بوریس ماتویف و . . .
( اجاقیان پیش از طراحی پلاکات‌های سینمایی ، سال‌ها به تابلونویسی مشغول بود. مادر (اسماعیل کوشان – 1331) ، بازگشت (ساموئل خاچیکیان – 1332) و مشهدی عباد (صمد صباحی – 1332) از جمله فیلم‌هایی است که اجاقیان برایشان پوستر طراحی کرد.
میشا گیراگوسیان در تاشکند و نزد واشامیریان ، معلم نقاشی مدرسه هنرها ، نقاشی آموخت و سال 1311 به تبریز مهاجرت کرد. فیلم آلمانی " آتش در کوهستان‌ها" نخستین فیلمی است که گیراگوسیان پلاکات آن را طراحی کرد. این خاطره جالب درباره میشا گیراگوسیان به نقل از همان کتاب ، خواندنی است:" اوانس اوهانیان با دست خطی نصب شده در یک تفرجگاه ، از کسانی که توانایی تهیه پلاکارد خوبی برای فیلمش را دارند ، دعوت به همکاری می‌کند. در بین چهار نفری که در روز مقرر به اوهانیان مراجعه می‌کنند ، طرح اولیه میشا گیراگوسیان پذیرفته می‌شود. گیراگوسیان سه چهار روزه پلاکاردی در قطع سه در دو متر تهیه و به اوهانیان تحویل می‌دهد و با چانه‌زدن‌های فراوان ، بالاخره بابتش ده تومان دستمزد دریافت می‌کند. تصویر پلاکارد چیزی نیست جز عمل حیرت‌انگیز پرش احمد صفوی (یکی از بازیگران بدل فیلم) از بالای کافه پارس به پایین".
گیراگوسیان برای فیلم‌های زیادی پوستر و پلاکات طراحی کرد: شرمسار (اسماعیل کوشان – 1329) ، مستی عشق (اسماعیل کوشان – 1330) ، دستکش سفید (پرویز خطیبی – 1330) ، چهار راه حوادث (ساموئل خاچیکیان – 1332) و . . .

پژوهشگران معتقدند صنعت سینمای ایران از 1327 تولید بی‌وقفه‌اش را آغاز کرد و تا اواسط دهه 1330 تقریبا تمام پوسترهای سینمایی را دو طراح ارمنی (اجاقیان و گیراگوسیان) طراحی می‌کردند.
در تهران چهار صد هزار نفری سال‌های دهه 1320 هفده سینما دایر بود که طراحی پلاکات‌های آنها را همین افراد انجام می‌دادند. مهرابی اضافه می کند:" بعدا طراح ـ نقاش دیگری به اسم ناصر که فقط پلاکارد برای فیلم‌های راسا وارد شده سینما هما تهیه می‌کرد ، کارهای مفصلی در این زمینه انجام داد . . .".

فردریک تالبرگ هم جزو نخستین طراحان گرافیک نوین ایران است. در حالی که هم‌نسلان وی بیشتر نقاش و خطاط بودند ، او به راستی گرافیست بود. از طراحی نشانه راه آهن و طراحی دکور و غرفه برای نمایشگاه که هر ساله از تولیدات داخلی در شمال باغ سنگلج برگزار می‌شد ، گرفته تا طراحی تبلیغاتی روی بدنه اتومبیل‌ برای نمایندگی کمپانی‌های اتومبیل‌سازی مطرح جهان که در تهران نمایندگی داشتند.
تالبرگ نخستین تیتراژ تاریخ سینمای ایران را طراحی کرد. او همچنین با نقاشی‌هایش به کمک آوانس اوگانیانس آمد تا روایت فیلم " آبی و رابی" را روان‌تر کند. اوگانیانس هم از ارامنه مهاجر روس بود.
یک نکته: در جریان تحقیقاتی که برای سومین کتاب سال گرافیک دانشجویی (نشانه) درباره تالبرگ انجام شد ، به شورای خلیفه‌گری ارامنه تهران هم مراجعه کردیم که آنها با استناد به اینکه اسم تالبرگ ارمنی نیست ، او را ارمنی نمی‌دانند. اما در دایره‌المعارف راه آهن ، تالیف احمد اخباری ،تالبرگ از ارامنه مهاجر روس معرفی شده است. تالبرگ در 1314 به استخدام رسمی راه آهن ایران درآمده بود.
 
درباره فردریک تالبرگ : بیشتــــــــــر

برادران سروری نیز در سال 1309 نخستین کارگاه تبلیغاتی را در خیابان لاله‌زار تاسیس کردند. بیشتر آگهی‌های تبلیغاتی این کارگاه با خط نستعلیق آراسته می‌شد.
موشق سروری در اثر معاشرت با هنرمندان سینما و تاتر ، پا در این حیطه گذاشت. او نخستین فیلم خود را در 1334 با نام "مهتاب خونین" کارگردانی کرد که سناریوی آن را هم خودش نوشت. در 1339 شرکت فیلمسازی "سروری فیلم" را تاسیس و دومین فیلمش را در همین سال کارگردانی کرد که "حاجی جبار در پاریس" نام گرفت. این فیلم ، یک فیلم کمدی بود که سروری علاوه بر کارگردانی ، نویسندگی ، طراحی دکور و تهیه‌کنندگی آن را هم برعهده داشت. آخرین فیلمش هم "شب نشینی در جهنم" بود که کارگردانی آن را با ساموئل خاچیکیان ، مشترکا انجام دادند.
 
درباره موشق سروری : بیشتـــــــر

از 1316 که کانون آگهی زیبا توسط معزی راه‌اندازی شد ، کم کم طراحان غیر ارمنی هم وارد حوزه تبلیغات و طراحی گرافیک شدند. این کانون نخستین موسسه تبلیغاتی ایرانی است که به عضویت اتحادیه موسسات تبلیغاتی انگلیس و آمریکا درآمد.
محمد بهرامی و آتلیه‌اش ( آرک ) نیز جزو نخستین آتلیه‌های گرافیک در سال‌های پس از 1320 است. در آتلیه او نیز بیشتر کارها بعد از بهرامی بر دوش بوریس آسیریان و بیوک احمری بود. آسیریان از طراحان ارمنی است که متاسفانه مرداد سال گذشته درگذشت.
 
 
اخبار مرتبط :


نظرات

  • #1
  • ارسال شده توسط: محسن 
  • در تاریخ: ۱۳۸۶/۰۴/۰۶ - ۰۰:۳۰

نمی دونستم ! جالب بود

  



ارسال خبر برای دوستان





 


درباره رسم | ارتباط با رسم | پرسش های متداول | لینکدونی | جدیدترین نظرها | خدمات اطلاع رسانی

۱۶ کاربر آنلاین

تمام حقوق محفوظ است.
نقل مطالب رسم تنها با ذكر نام و نشانی سايت مجاز مي باشد.

 
 
صفحه نخست
اخبار
گفتگوی ویژه
مقاله
ویژه‌نامه
فتوبلاگ
فراخوان
ممیزنامه
کتاب‌ رسم
فراخوان رسم