واکنش به یک انتخاب
- ۱۳۸۶/۰۵/۱۹ - ۰۱:۴۶
- اخبار
شورای منتقدان مجله الکترونیکی رنگ ، در اقدامی موثر ، تعدادی از آثار به نمایش درآمده در بیینال نهم گرافیک را از دیدگاه خود انتخاب و جوایزی به آنان اهدا کردند. هرچند این عمل زمانی موثرتر واقع میشد که آنها در داوری آثار ، قدمی فراتر از داوری اصلی بیینال برمیداشتند و جلوهای دیگر از قابلیتهای طراحان نسل پنجم گرافیک ایران ارایه میداند. البته صدور بیانیه از طرف این شورا و مشخص بودن نام این افراد ، عملی حرفهای است و نشان میدهد آنها آزادانه پذیرای انتقادها خواهند بود.
داوری کار بسیار پیچیده ، وقتگیر و دشوار است ، بخصوص در حیطه هنرهای تجسمی. از این روست که در موارد بسیاری از این دست ، ناهمگونی و خطاهای آشکار داوری را میبینیم. بیگمان هرقدر تیم انتخاب آثار و هیات داوری حرفهایتر باشند ، درصد خطاها و نقصها کمتر خواهد بود.
بطور مثال پوستری که از سوی فرهنگسرای صبا به آقای عابدینی سفارش داده میشود ، نهایتا پذیرفته نمیشود ولی همین پوستر در بیینال جهان اسلام جایزه میگیرد. از این نمونه بسیار در مورد آثار دیگران و خودمان شاهد بودهایم. گواه آن ، اعتراضهای همیشگی اینگونه نمایشگاههاست که آخرین آن در بیینال نهم اتفاق افتاد. اگر هیات انتخاب و داوری نیز برای نحوه قضاوت خود بیانیهای تنظیم و ارایه میکردند ، قضاوت کار آنان برای شرکتکنندگان و منتقدان آسانتر میبود.
هدف من از این نوشته بررسی عملکرد شورای منتقدان مجله الکترونیکی رنگ براساس بیانیه خود آنان است و قصد اعتراض و کوچک شمردن این عمل را ندارم. چرا که در این موارد و نه در مورد بیینال ملی ، هر فرد یا گروهی حق دارد هرکه را میخواهد انتخاب و تشویق کند. گرچه در این مورد خاص بیشتر به نیمه خالی لیوان توجه داشتهام.
هدف اصلیام درنگارش این نوشته ، آگاهی کسانی است که نتیجه این انتخابها را میبینند و گمان میکنند فرم ، اصلیترین بخش انتخاب در داوری گرافیک است و از رسالت اصلی طراحی دور میشوند.
مرحوم ممیز همیشه میگفتند:" طراح گرافیک ، طراح کمپوزیسیون (ترکیببندی) نیست ، بلکه طراح ایده است".
مشکل اصلی اینجاست که هنوز بدلیل عدم وجود منتقد جدی و حرفهای در ایران ، معیارهای اصیل گرافیک ایرانی بر کسی آشکار نیست ، مگر آنکه در اثرش از موتیفهای ایرانی استفاده کرده باشد یا از رنگهای سنتیمان یا ترکیببندی گرتهبرداری شده از چاپهای سنگی و مینیاتورها بهره برده باشد و یا از فرم نوشته فارسی استفاده کرده باشد که همه اینها نشانههای فرمیاند و نه ساختاری.
گواه سخن من اینکه گمان میکنم هر که در ایران به دنیا آمده باشد ، در این فرهنگ زیسته باشد و به فارسی سخن گفته باشد ، مشروط بر آنکه اثرش کپی فرمی از اثری خارج از این فرهنگ نباشد ، یک اثر ایرانی معاصر خلق کرده است ، بدون آنکه نشانهای ظاهری از موارد بالا در آن بتوان یافت.
در این موارد بیننده اثر یا داور به جای آنکه به چگونگی بیان بصری اثر توجه کند و پیش از آن ، فرم را میبیند ، سپس محتوا را. مساله وقتی پیچیدهتر میشود که موضوعی مدرن باید در قالب فرمهای سنتی بیان شود تا پوستری خوب ارزیابی گردد. چرا که ایرانی بودن به جای مشخصه یک پوستر میشود ملاک ارزشگذاری آن. داور به جای آن که بسنجد آیا موضوع ، با فرم ارایه شده همخوان است یا نه ، به وجود بیان سنتی اثر اکتفا میکند. خطر آنجاست که بعد از آن ، طراح ، هر موضوعی ، حتی موضوعی مانند ترافیک را با فرمهایی با بیان سنتی ارایه میکند و حتم دارد کاری درست انجام داده است.
به گمان من استفاده صحیح و بجا از فرم برای بیان و ترجمه مفهوم و ایده است که گرافیک ما را به سمت هویتی مستقل سوق خواهد داد. گرافیک ایرانی آنجا شکل میگیرد که آثاری بدون تزریق فرمهای قدیمیمان ، بصورت اصیل از جانب طراح تولید شوند و از خلال آنها و در یافتن نقاط اشتراک آنها ، عناصر به روز شده ایرانی کشف گردد. مشخصههایی که فراتر از ظاهر فرمهای سنتی جلوهگر میشوند.
تعدادی از پوسترهای زند: اینجا
تحلیلی بر آثار زند: اینجا








فونت مولا طراحی شد
نظرات
وقتی در ایران صحبت مدرن و مدرنیته میشود، خودبخود عناوینی چون روشنفکر و منتقد در کنارش میروید و چون ما هیچ وقت در حیطه گرافیک این دو مقوله را نداشتید مرز بین سنت و مدرنیته هیچ گاه معلوم نشد.گاه مدرنیته همچون شمشیری تیز و برنده سنت را از وسط دو نیم میکند و گاه دوستانه با هم زندگی میکنند.این وسط بیچاره هویت ایرانی که معلوم نیست باید در صندوقچه قدیمیه پدر بزرگ به دنبال آن گشت و یا در آّب انبار. در هر صورت اینجا ایران است و به قول یک نفر ، ما بیشمار طرفدار فوتبال داریم، آنها باید در چنین وضعیتی از حیثیت ایران دفاع کنند.یا حق
خوشحالم که هنوز افرادی هستند که اینچنین با دید باز و حرفه ای به موضوع داوری و گرافیک امروز می پردازند .دیدن سطحی و درگیری با عادتهای روزمره ما را محدود می کند به اینکه فقط طرحی را ایرانی بدانیم که در آن از موتیفهای ایرانی استفاده شده این یعنی تقلیل امکانات ، یعنی ایجاد کردن مدل ،گاهی با شناخت یک اثر به ناشناخته ماندن آن کمک می کنیم وقتی "به جای آنکه طراح به استفاده آزادانه از فرم مناسب برای کار خود ترغیب شود ، مجبور است به ایدههایی در قالب فرمهای خاص فکر کند و آنها را در قالبهای از پیش تعیینشده بگنجاند. به این امید که اثرش ، ترجمه و بازآفرینی المانهای سنتی باشد"<br />در پایان به نظر من دیدن یک اثر ، یک پوستر ، یک پروسه خلاق است که عمق معنایی دارد نه صرفا دارای ظاهری عامه پسند و تفکیک سطحی آثار به ایرانی یاغیر ایرانی .با تشکر از آقای زند
با سلام و خسته نباشید به آقای صادقی عزیز.در کامنت بالا یک کلمه جا افتاده که فکر میکنم که معنی جمله را عوض کند. در خط آخر این جمله صحیح است=ما بیشمار طرفدار فوتبال داریم،آنها باید در چنین وضعیتی از حیثیت (گرافیک)ایران دفاع کنند.<br />با تشکر بابک اسکندری