فرصتی که از دست رفت
- ۱۳۸۶/۱۲/۰۹ - ۱۷:۰۵
- مقاله
اختصاصی رسم : مقاله زیر را یکی از طراحان گرافیک، درباره پوستر جشنواره فیلم و تئاتر فجر امسال نوشته و برای رسم ارسال کرده است. مقاله مهدی محمدی پیش روی شماست، نیز لینک آثار دانشجویان این مدرس گرافیک، که با موضوع جشنوارههای فجر طراحی شده است:
12 بهمن، میدان انقلاب، ... پوستر جشنواره
12 بهمن سال 1372 در میدان انقلاب بودم. داشتم میرفتم دانشکده. سینما بهمن، سر در جشنواره، یک ساعت بود که نزدیک ظهر رو نشون میداد و یک سیمرغ روش نشسته بود. جشنواره دوازدهم فجر. کار رضا عابدینی ... قابل تحسین، خوب و معقول و این قدر که بتونه منو وادار کنه مشغول بشم و اتودی برای سال آینده جشنواره بزنم!
سال 1373 سینما بهمن، میدان انقلاب 12 بهمن. یک در قدیمی ایرانی که دستی داخل کادر شده و به جای کوبه زنگ در رو میزنه. از میخهای در فریمهای فیلم آویزونه ... کار مهدی محمدی بود.
سختی برای انجام شدن این کار زیاد بود. کمتجربگی و استفاده از تکنولوژی کامپیوتر و اجرا توسط اجراکار و ... ولی کار چاپ شد. نفوذ کردن در تو در توی جشنواره، هفت خوان رستم بود!
اینها را برای این گفتم که دانشجوهای بااستعداد که امروز فعالاند و نسبت به آن موقع واقعا کارشان راحتتر از نظر امکانات شده، نگذارند این فاجعهها روی دیواربیایند. تنها راه، کار است و کار است و کار و نشان دادن تواناییهای جوانها.
جشنواره فیلم و تاتر فجر جزو وسوسهانگیزترین سفارشهایی است که یک طراح گرافیک ایرانی را جلب میکند. این اتفاق 26 سال است که تکرار میشود و همیشه هیجان طرح پوستر جشنواره هر سال رو داشتم اینکه: "چه ایدهای کار شده و طراح اثر کیست".
فکر نو در ایده پوستر جشنواره همیشه نمادی شده تا جشنواره را در راستای آن مفهوم قرار بدهد و ویترینی آبرومند برای جشنواره باشد و البته در خاطره و تاریخ هنر این مملکت ثبت و ماندگار شود.
از آنجایی که اینجا ایران است و ما یا خیلی زیادی خوب و هنری هستیم، یا آنچنان شرمآور و مبتذل (کمی شبیه فوتبالمان)، روند منطقی حاکم نیست. این روند به نظر میآید که مناسب حال جامعه کنونی ماست و اگر امسال پوستر خوبی میدیدیم باید تعجب میکردیم.
مگر استاد ایکس و ایگرگ چه کار شاهکاری کرده بودند که ما جوانترها رو به وجد بیارند. هر چند آنها هم مقصر نیستند، چون لوکرنک هم اگر اینجا زندگی کند، کم و بیش این روند بر او حاکم میشود و تبدیل به استاد ایکس خواهد شد!
اینها را برای این گفتم که دانشجوهای بااستعداد که امروز فعالاند و نسبت به آن موقع واقعا کارشان راحتتر از نظر امکانات شده، نگذارند این فاجعهها روی دیواربیایند. تنها راه، کار است و کار است و کار و نشان دادن تواناییهای جوانها.
جشنواره فیلم و تاتر فجر جزو وسوسهانگیزترین سفارشهایی است که یک طراح گرافیک ایرانی را جلب میکند. این اتفاق 26 سال است که تکرار میشود و همیشه هیجان طرح پوستر جشنواره هر سال رو داشتم اینکه: "چه ایدهای کار شده و طراح اثر کیست".
فکر نو در ایده پوستر جشنواره همیشه نمادی شده تا جشنواره را در راستای آن مفهوم قرار بدهد و ویترینی آبرومند برای جشنواره باشد و البته در خاطره و تاریخ هنر این مملکت ثبت و ماندگار شود.
از آنجایی که اینجا ایران است و ما یا خیلی زیادی خوب و هنری هستیم، یا آنچنان شرمآور و مبتذل (کمی شبیه فوتبالمان)، روند منطقی حاکم نیست. این روند به نظر میآید که مناسب حال جامعه کنونی ماست و اگر امسال پوستر خوبی میدیدیم باید تعجب میکردیم.
مگر استاد ایکس و ایگرگ چه کار شاهکاری کرده بودند که ما جوانترها رو به وجد بیارند. هر چند آنها هم مقصر نیستند، چون لوکرنک هم اگر اینجا زندگی کند، کم و بیش این روند بر او حاکم میشود و تبدیل به استاد ایکس خواهد شد!
آنچه باعث خلق مجموعهای موفق در اعلانها و نماد هر ساله جشنواره بوده، مدیریتی است که هدایت برنامه جشنواره را به عهده داشته و یقینا سلیقه آن مدیریت، شخص طراح و حتی مدیر هنری را برمیگزیند و آن زمانی که تفکر هنرمندانه و سلیقه سخیف در کار باشد، میشود مجموعه آثار امسال جشنواره فیلم و تاتر فجر.
در جشنوارههای معتبر فیلم دنیا، این سفارشها را به معتبرترین طراحان سفارش میدهند یا استعدادهای جوانی که کارشان کشف شده. کاری که فرهنگستان هنر در مورد منتخبان بیینال پوستر کرده و چند پوستر را به آنها سفارش داده (شاید از دستشان در رفته!)
افسوس فرصتی از دست رفت و چشمهایی زیاد آزار دید از دیدن کارهای بد.
در جشنوارههای معتبر فیلم دنیا، این سفارشها را به معتبرترین طراحان سفارش میدهند یا استعدادهای جوانی که کارشان کشف شده. کاری که فرهنگستان هنر در مورد منتخبان بیینال پوستر کرده و چند پوستر را به آنها سفارش داده (شاید از دستشان در رفته!)
افسوس فرصتی از دست رفت و چشمهایی زیاد آزار دید از دیدن کارهای بد.
12بهمن 1386.میدان انقلاب، سینما بهمن، یک فرم مبهم از یک تصویر نامشخص یک اسلیمی. رنگ بد و افسوس. گویا بیست و ششمین جشنواره فیلم فجره!
این ترم در بخشی از درس پوستر بخش تایپوگرافی رو با دانشجوها کار کردم به چندتایی از اونا موضوع فیلم فجر و تاتر فجر رو دادم البته با تایپ محض. یک کار هم هست مال سال گذشته است که با تصویر کار شده است. به دیدنش میارزد: اینــــــــــــجا
اخبار مرتبط:








عمق هفت متر
نظرات
سلام بر مهدی عزیز. از اینکه برای هنر این کشور تلاش می کنی بسیار خوشحالم . همانطور که می دونی همین باند بازی ها پدر این مملکت را در آورده ولی ما باید سعی و تلاش مودمونو ادامه بدیم. به امید موفقیت های بزرگ شما. قربان شما
اشکالی نداره همه جا رابطه بازی حرف اولو میزنه ،دیگه جشنواره فجر که جای خود داره,
دوست عزیز آقای محمدی سلام ! چندین بار متن مقاله شما را خواندم و به ارجاعات شما سر زدم ولی متوجه نشدم شما نقدتان به پوستر فیلم است یا تئاتر ؟ متوجه نشدم که با ذکر چه استدلالی پوستر تئاتر را نقد کردید و آن را سخیف خواندید. بنده نمی توانم به عنوان طراح پوستر جشنواره تئاتر سعی در دفاع یکسویه از طرح خود کنم ولی می توانم بخواهم که دلایل خود را برای سخیف بودن طرح خود بدانم تا اگر واقعا بنده هم به این نقطه نظر رسیدم سعی در رفع اشکال و یاد گیری کنم .داود منطق
دوست عزیز و بزرگوار جناب آقای منطق. کارهای شما را در سایت تان دیدم. برای شما که یک طراح امروزی هستید و جوان و تقریبا هم سن و سال هستیم و حتما کارهای هنرمندان بزرگ دنیا را می بینید ،مسئله خلاقیت باید اهمیت داشته باشدو یقینا دارد. و من خود می دانم که سفارش دهنده چه تقاضاهای سخیف و کم ارزشی دارد. اما آنچه یک طراح خلاق را در این وادی از دیگران جدا می کند مقاومت در برابر سلیقه پایین آنهاست. به نظر می رسد مقاومت شما کم بوده و سفارش دهنده هر آنچه خواسته کرده و شما تسلیم شده اید. نکته بعدی مدل ایده شماست که شاید برای یک جشنواره استانی جذاب باشد ولی قبول کنید که در شان و مرتبه جشنواره تاتر فجر نبود. نه فکر خاصی داشت و نه فرمالیستی بود (مثل پوستر سال گذشته اثر جناب استاد فدوی) و نه برخورد تازه ای داشت. این روند اگر ناراحت نمی شوید در مجموعه آثارتان بود و صرفا در یک اثر نیست. به نظر می رسد به عنوان یک دوست هنرمند که قطعا روند رشد دارید ببینید طراحی و نگرش نو در گرافیک را به ویژه در دنیا. موفق باشید.