فردریک تالبرگ
مقاله زیر ، پیشتر در سومین کتاب سال گرافیک دانشجویی (نشانه) که به احترام استاد فردریک تالبرگ منتشر شد ، ارائه گردیده است:
مهدی صادقی : فردریک تالبرگ از پیشگامان طراحی گرافیک نوین ایران است. او اصالتا سوئدی است و درباره تاریخ تولد و علت مهاجرتش به ایران ، اطلاع موثقی در دست نیست. در دایرهالمعارف راه آهن (تالیف آقای اخباری) آمده است که:" فردریک تالبرگ اصلا سوئدی است اما در روسیه بدنیا آمده و در سال 1301 به ایران سفر نمود. وی در سال 1314 به تبعیت دولت ایران درآمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در کالج سوئدی سنت کاترین پطرگراد گذراند و پس از اتمام دانشکده افسری ، از دانشکده هنرهای زیبا روسیه دیپلمه شد."
ضروریست یادآور شوم این دایرهالمعارف در کتابخانه مرکزی راه آهن نگهداری میشود و نویسنده آن ، کتابدار و رییس کتابخانه مرکزی راه آهن بوده که براساس علاقه شخصی ، اقدام به جمعآوری و تالیف این مجموعه میکند. منبع آن هم بیشتر دانستهها و شنیدههای شخصی نامبرده است. تالبرگ نشانه کنونی راه آهن و نشانه اولیه بانک سپه را طراحی کرده که درباره تاریخ و چگونگی سفارش طراحی هر دو اثر ، هیچ اطلاعاتی ، حتی در راه آهن و بانک سپه موجود نیست. از شیوه طراحی و نحوه همکاری وی با این دو مرکز ، چنین استنباط میشود که پیش از 1315 طراحی شدهاند. از کنار هم گذاشتن نوشتههای پراکنده میتوان به این نتیجه رسید که تالبرگ پس از ورود به ایران در 1301 و قبل از اخذ تابعیت ایرانی ، در مشاغل و مکانهای مختلف مشغول بوده است. در برخی نوشتهها از او و برادران سروری (موشق و ناپلئون) به عنوان نخستین طراحان گرافیک نوین ایران نام برده شده است. از قرار معلوم ، تالبرگ معلم بازیگری عبدالحسین سپنتا(1348-1286)بوده است. او که نخستین فیلم ناطق سینمای ایران (دختر لر) راکارگردانی کرده ، در یادداشتهای خود مینویسد: ". . . در تهران بوسیله آقای سهراب سفرنگ که در مدرسه زرتشتیان سابقا ناظم ، معلم و مدیر بود و مرا از طفولیت میشناخت و در آن وقت حسابدار و مدیر تماشاخانه زرتشتیان بود ، در آن تماشاخانه مشغول کار شدم. این تماشاخانه بوسیله آقای افلاطون شاهرخ تاسیس شده بود و هنرپیشگانی مانند معزالدیوان فکری ، خیرخواه ، لرتا و . . . در آن بازی میکردند. من در آن تماشاخانه تحت نظر یک سوئدی به نام فردریک تالبرگ که در امور نقاشی و تاتر تبحری داشت ، بکار پرداختم. . ." احتمالا تالبرگ ارتباط عمیقی با تاتر و سینما داشته و از این رو با بسیاری از هنرمندان این دو ارتباط داشته است. او در 1309 برای فیلم " آبی و رابی" ساخته آوانس اوگانیانس (1340-1279) و نخستین فیلم صامت ایران ، نقاشیهایی طرح کرد که خانبابا معتضدی (1365-1271) با استفاده از آنها ، تیتراژ آبی و رابی را ساخت. معتضدی پس از ابراهیمخان عکاسباشی و روسیخان ، سومین فیلمبردار تاریخ سینمای ایران است که فیلمهای بسیاری از جمله همین آبی و رابی را فیلمبرداری کرد. او در خانهاش تاریکخانهای بنا کرد که نوشتههای بین فیلمها را فیلمبرداری و ظهور میکرد. تالبرگ علاوه بر نقاشیهای تیتراژ آبی و رابی ، برای صحنههای مختلف این فیلم هم نقاشی کشید:" اوگانیانس هر جا که نتوانسته بود شوخیهایش را به تصویر بکشد ، از نقاشیهای تالبرگ کمک گرفته بود." براساس شواهد موجود ، تالبرگ کللا برای سه فیلم سینمایی ، کار نقاشی و دکور انجام داده است: آبی و رابی ، حاجی آقا آکتور سینما (1312- آوانس اوگانیانس) و نسیم عیار (1346- اسماعیل کوشان). برای حاجیآقا آکتور سینما، نقاشیهایی طرح کرد که در تیتراژ از آن استفاده شد. تالبرگ به اتفاق ولی اله خاکدان (1375-1302) دکور نسیم عیار را طراحی کرد. نقاشیهایی که تالبرگ برای آبی و رابی طرح کرد ، نشان میدهد که نخستین فیلمهای سینمای ایران به شیوه اصولی با تیتراژ برخورد میکردند. بنابراین ادعای بیاستناد نویسنده کتاب " گرافیک در عنوانبندی فیلم" درباره اینکه تیتراژ نخستین فیلمهای سینمای ایران ، فقط نوشته ساده و بدون طراحی پسزمینه بودند ، صحت ندارد. نویسنده در صفحه 99 کتاب مینویسد:" در نخستین عنوانبندیهای فیلمهای ایرانی ، به نوشتن ساده اسامی دستاندرکاران بر روی تکهای مقوا یا کاغذ سفید اکتفا میشد. سپس به تقلید از فیمهای هالیوودی ، کمکم بازی با حروف ، نوشتهها و سپس با زمینه نوشتهها آغاز گردید". تالبرگ حتی زمانی که در راه آهن استخدام میشود ، باز هم به تاتر و سینما ادامه میدهد. سپنتا در اینباره مینویسد:" صحنهآرایی در تاتر به عهده یک سوئدی به نام فردریک تالبرگ بود (که نقاشیهای فیلم حاجیآقا آکتور سینما را نیز انجام داده بود) که روزها در راه آهن کار میکرد و عصرها وشبهایش را در تئاتر میگذراند و من قرار شد شناخت و اطلاعات خود را در زمینه ایران باستان با تالبرگ در میان بگذارم و این چنین بود که در بطن خلق یک نمایش و بعد هم نمایشهای دیگر قرار گرفتم. بعدها وقتی به کار سینما روی آوردم ، آنچه را که در حاشیه کار تاتر کسب کرده بودم ، فراوان به کار من آمد." تالبرگ همکاری طولانی با راه آهن داشته و او خود در اینباره در مقالهای که تاریخ 26 بهمن 1326 را دارد ، چنین مینویسد:" اولین نشریهای که راجع به راه آهن نوشته شد ، برنامه جشن اولیه کلنگ ساختمان راه آهن در 23 مهر 1306 بود. پس از آن نشریهای راجع به راه آهن شمال تهران نوشته شد که آقای سعیدی ، معاون اسبق وزارت راه متن آن را تنظیم نموده و تصاویر و تزیینات آن بوسیله اینجانب انجام پذیرفت. نشریه سوم ، کتاب راه آهن سراسری است که به مناسبت روز اتصال راه آهن شمال و جنوب در ایستگاه فوزیه در شهریور 1317 منتشر گردید ، که این یک نیز مانند نشریه فوق ، مقالات و نوشتجات آن بوسیله آقای سعیدی تنظیم گردیده و تصاویر آن را اینجانب تهیه نمودم". تالبرگ در هفتم شهریور 1322 بدست نیروهای متفقین در ایران بازداشت میشود. وی در آن زمان رییس انبارهای راه آهن بود و پس از یک سال در نوزدهم شهریور 1323 آزاد میشود. علت بازداشت و آزدایاش ، معلوم نیست. تالبرگ در 23 مهر 1326 به سمت بازرس ویژه بنگاه راه آهن و مدیر مجله راه آهن منصوب میشود و آنجا کارهای فراوانی برای نظم بخشیدن به هویت بصری سازمانی راه آهن انجام داد. از طرح لباسهای متحدالشکل کارکنان گرفته تا تقویم ، گواهی و مدارک تحصیلی ، تزیینات طاقهای نصرت ، قفسهبندی انبارها و ... طرح راهاندازی موزه راه آهن ، همزمان با جشن بیستمین سال تاسیس این سازمان ، از طرف فردریک تالبرگ پیشنهاد میشود. وی در همان مقاله 26/11/1326 چنین ادامه میدهد:" ... ولی وقتی که دوران زندگی راه آهن به بیستمین سال حیات خود نزدیک شد ، بر آن سر شدم که موضوع ایجاد نمایشگاه را با آقای مهندس عزتاله هدایت ، مدیر کل راه آهن در میان بگذارم و به محض اینکه این موضوع را با ایشان اشاره نمودم ، نه تنها تصدیق نمودند ، بلکه علاقه وافری نیز به انجام این امر تاریخی ابراز داشته و با تمام قوای خود از حسن نیت آنانی که مامور انجام این کار شدند ، پشتیبانی کردند". تمام تزیینات و غرفهآراییهای این موزه و نیز طاقنصرتهای جشن بیستمین سال تاسیس راه آهن را ، تالبرگ انجام داد. تالبرگ در همین سالها در مجله اطلاعات هفتگی هم کار میکرد. او برای ستون شوخی هفته این مجله ، کاریکاتورهایی را طرح میکرد. در همین زمان بود که تصویرگری کتاب لطیفههای ملانصرالدین را آغاز کرد. در شماره 237 از سال پنجم این مجله که تاریخ 28 دی 1324 را دارد ، آمده است:" تالبرگ در نظر دارد تصاویر کتاب ملانصرالدین را به صورت یک کتاب جداگانه در دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر کند. اکنون که ما را در این کار پیشقدم و علاقهمند یافت ، حاضر شد تابلوهای خود را برای انتشار به این مجله بسپارد". از انتشار کتاب ملانصرالدین ، اطلاع دقیقی در دست نیست. تا دو شماره بعد ، دو کار از تالبرگ در اطلاعات هفتگی چاپ شد ، اما در شمارههای بعدی ، دیگر خبری از کاریکاتورهای ملانصرالدین نیست. براساس تصویری که در سومین کتاب سال گرافیک دانشجویی (نشانه) آورده شده ، تالبرگ از همان سال اول و شمارههای نخستین اطلاعات هفتگی ، با آنها همکاری داشته است. در کتاب تاریخ ملکوتی ، به برخی از فعالیتهای تالبرگ اشاره شده است: طراحی تابلوهایی برای جمعیت شیر و خورشید (هلال احمر کنونی) ، تابلوهای قلم فلزی ، اعلانات مربوط به وسایل جلوگیری از خطرات در مورد رانندگی ، تابلوهایی که در موزه راه آهن نصب شده بود و طراحی جلد کتاب (از جمله همین کتاب تاریخ ملکوتی). در کنار همه اینها ، تالبرگ تالیف و تصویرگری کتاب "تاریخ ایران برای نوجوانان" را هم انجام داد. این کتاب در 1384 از سوی انتشارات فقیه ، تجدید چاپ شد. با همان تصاویر اما با تغییراتی در مقدمه و متن. در گوشه اغلب تصویرسازیهای این کتاب ، امضای تالبرگ حضور دارد که بعضا با اعدادی نظیر 36 ، 38 و ... همراه است. این اعداد احتمالا سال طراحی این آثار را نشان میدهد. نگارش چنین کتابی نشانه علاقه وافر این هنرمند به تاریخ و فرهنگ ایرانی است. هیچ طراح گرافیک ، پیش و پس او ، دیگر چنین نکرد و این ذوق و اشتیاق تالبرگ ، ستودنی است. در فاصله سالهای دهه 1330 به بعد کمتر خبری از او مانده است. به جز استناد به صحبتهای استاد آیدین آغداشلو که گفتهاند در سال 1338 به اطلاعات هفتگی مراجعه کرده بودند و تالبرگ را آنجا دیده ، اما کار خاصی انجام نمیداده است. دیگری صحبتهای استاد محمود جوادیپور است که گویا تالبرگ در سال 1350 به استاد پیشنهاد یک کار مشترک را ارائه میدهد که به دلیل مشغله کاری ، استاد جوادیپور از همکاری معذور میشوند. تحقیقات درباره حیات یا وفات این هنرمند ایراندوست ، پرکار و جامعالاطراف که در اغلب شاخههای گرافیک ، آثاری را خلق کرده ، بینتیجه بود ، اما ادامه دارد.
اخبار مرتبط : ارسال خبر برای دوستان |
|
|








عمق هفت متر
نظرات
سلام دوستان...متشکرم و استفاده کردم از مطلبتون. اتفاقا امروز داشتم دنبال مطلبی درباره ی تالبرگ می گشتم. امروز مطالبی رو داشتم در کتاب ادبیات کودک آقای محمدی و خانم قایینی می دیدم کمی اختلاق تاریخ وجود داره و این برای من که کمی نسبت به تالبرگ می خواهم تحقیق کنم جای شک گذاشت. باز هم ممنون.
سلام دوستان ارجمند. مطالب بسیار بامحتوایی بود. لذت بردم. پایدار باشید