جستجو  |  آرشیو  |  عضویت    
 
۱۲ شهریور ۱۳۸۹ - ۰۶:۴۶



ابولعلا چه می‌کنی؟


اختصاصی رسم : در پی انتشار خبر برپایی نمایشگاه تعداد اندکی از طراحان گرافیک در سیاتل و به نام همه طراحان جوان بعد از انقلاب، نیز اعتراض مخملی آرش تنهایی بر این شیوه برپایی نمایشگاه، همچنین نقد جانبدارانه امیر علی قاسمی، یکی دیگر از طراحان جوان در این باره مطلبی را برای رسم ارسال کرده است. نوشته شهاب سیاوش پیش روی شماست:
 
 
ابولعلا چه می‌کنی؟ هر چه کنی همان است که دیدی!
پس از خواندن خبر نمایشگاه سیاتل- تهران و واکنش شتابزده دوست (نادیده) و طراح جوان امیرعلی قاسمی بر آن شدم نکاتی را بر شمارم که در زیر می‌خوانید:
 
"با وجود بر‌آشفتگی بیش از حدی که این خبر بر‌انگیخته باید گفت این نمایشگاه از فقدان ایده منسجم و شتابزدگی در انتخاب شرکت‌کنندگان رنج می‌برد و چنان نمایشگاه پر اهمیتی نیست که این همه پر سرو صدا برایش بلند کنیم. چه، گرداننده اصلی در سفر کوتاهی به تهران به همراه گروهی از سفیران صلح(!) بدون صرف زمان کافی و در شرایط غیرعادی (در لابی هتل)  با تعدادی از طراحان (از جمله نگارنده) دیدار می‌کند، و سپس طی روندی که جزییات آن برنگارنده نامعلوم است تعداد معدودی نیز به جمع شرکت‌کنندگان اضافه می‌شوند"

با هر منطق و عقل سلیمی که به این سطور بنگرید درمی‌یابید که به عقیده نگارنده اتفاق مهمی نیافتاده است. یک نمایشگاه بی در و پیکر و شتابزده و ناهماهنگ و ...
چرا که خودشان هم اذعان دارند که همه طراحان شرکت‌کننده در این نمایشگاه، در اثر آشنایی و رابطه انتخاب شده‌اند و حالا که کار تمام شده و کارها نهایی شده و خبر هم اعلام شده، ایشان حتی یک اعتراض ساده از آقای تنهایی را هم تحمل نکردند و در متنی گویا که می‌خواهند دل دیگران بیش از این آب نشود، اعلام می‌فرمایند که خیر نمایشگاه چندان هم مهم نیست... ناراحت نباشید... انگار مخاطبان ایشان یا آقای تنهایی از مشروعیت یا موضوعیت این نمایشگاه حرفی به میان آورده بودند یا گله از عدم حضور خود یا دیگران داشته‌اند!
ناگفته پیداست که رتبه و قدر و ارزش چنین نمایشگاههایی مشخص است، اتفاقا بحث چیز دیگری است و آن هم  همین رابطه‌ها و کانال‌های عجیب و غریب در گرافیک ایران است که در همه جا حتی در داوری بی‌ینال و در نمایشگاهها و در فراخوان‌ها و کتاب چاپ کردن‌ها و در جای جای اتفاقات گرافیکی این سرزمین دیده می‌شود و جالب‌تر ای انست که عمده اعتراضات را هم همین "قشر در همه جا دیده شونده" دارند که برابری نیست و اعتراضات بی‌دلیل است و ما حقمان است و در نهایت این که "ما هر کاری دلمان خواست به اسم گرفیک ایران می‌کنیم، اما بقیه طراحان گرافیک ایران اعتراض نکنند ما حق آب و گل داریم ... نداریم ؟ "
خوشبختانه یا متاسفانه من عضو آی جی دی اس نشده‌ام اما به هر حال شنیده می‌شود اعتراضاتی از اعضا که مثلا اطلاع‌رسانی‌ها و خبرنامه‌ها و آگاهی‌هایی که باید به همه اعضا داده شود، فقط به همین قشر خاص داده می‌شود تا مبادا کس دیگری غیر از آقایان در جشنواره‌ای، فستیوالی جایی شرکت کند و هیمنه پر طمطراق آقایان را خدشه بیاندازد. نمونه آخر این پنهان کاری‌ها هم مربوط به "یک جهان یک پرچم" و "ایتاکا یونان" بود که سه روز مانده به پایان برای این که ضایع‌تر نشود، خبرش را منتشر کردند!
بگذریم ... به هر حال این هم از آن نوع اعتراضات است که شما بر تمام روال کار و نحوه انتخاب در لابی هتل و اضافه شدن چند تن دیگر از طریق آشنایی و ... اعتراض داشته باشید اما باز هم شرکت کنید! فکر می‌کنید این تمایل فراوان به دیده شدن در همه جا برای چه باشد؟ این همان پرتاب بطری نیست؟
 
"تنها نکته دقیق مورد اشاره آرش تنهایی را می‌توان این شمرد که این نمایشگاه خوش‌ظاهر و  با بسته‌بندی پر طمطراق که به زودی افتتاح می‌شود، آن چیزی را که ادعا می‌کند در خود ندارد و عنوان "طراحان پس از انقلاب" سنگ بزرگی است که گردانندگان از پس بلند کردن آن بر نیامده‌اند. چنین ادعایی مسوولیت سنگین تحقیق و به‌روز نگهداشتن آرشیوی از طراحان "معاصر" ایران را می‌طلبد که از طریق بنای موسسه‌ای تحقیقاتی که کارش را با تولید محتوی بر مبنای‌ مستندات  و منابع علمی و نه حب بغض‌های "حیدری‌ ـ‌ نعمتی" و جناحی انجام دهد که با شرایط فعلی و بدون حمایت‌های مادی و معنوی مورد نیاز، ظرفیت انجامش در کشور وجود ندارد."

اولا که این تنها نکته موجود در متن آقای تنهایی نیست، بلکه چندمین نکته موجود در متن آقای تنهایی است!
ما همچنان متوجه نمی‌شویم که اگر آقای قاسمی خودشان اذعان دارند که این جشنواره هم شتابزده است، هم پراهمیت نیست و هم در ادامه متن به نوعی بوهایی از آن به مشام می‌رسد و هم پر طمطراق است و هم ادعا می‌کند آن چیزی را که ندارد و رابطه‌ای است نه ضابطه‌مند و هزار و یک فجایع دیگر، پس چرا خودشان شرکت در آن را پذیرفتند؟
آیا این تاییدی نیست که آقایان برخلاف آنچه که سعی می‌کنند نشان دهند (که برای ما چنین چیزهایی اهمیت ندارد و ما تلاشی در جهت معروف کردن خودمان نمی‌کنیم، بلکه دیگران ما را به زور می‌برند و می‌گویند که "جان من... بیا تو این نمایشگاه شرکت کن!" ) اتفاقا هر لحظه و در هر نمایشگاهی می‌خواهند حتما خودشان باشند و حالا اگر شد دیگران هم "هی" جا شد بیایند مانع ندارد؟!
چرا شجاعانه نمی‌پذیرید که آقایان ما دوست داریم همه جا باشیم و هر طور که شده این را عملی می‌کنیم، حال از طریق مخفی‌کاری، رابطه با داوران و انتخاب‌کنندگان، شرط و شروط و خلاصه هزار و یک ترفند دیگر ... و جالب‌تر از همه این که به اعتقاد من آقای تنهایی حتی منظورش این نبود که مثلا خودشان را در این نمایشگاه شرکت دهند، ایشان فقط حرفی را از سر دلسوزی زدند و تعجب و حیرت خود را از حضور همین چند اسم در همه جا و همین طور پنهان نگهداشتن موضوع بیان کردند، چه گمان نمی‌کنم ایشان اساسا رغبتی به این قسم حضورها داشته باشند.  جالب‌تر این که سخن از نبود ظرفیت لازم برای تهیه آرشیوی از طراحان معاصر  ایران و تحقیق و ... به میان می‌آید که معلوم نیست آیا به غیر از انجمن صنفی که در قبضه آقایان است کجا و چه نهاد دیگری باید این کار را انجام دهد که نمی‌دهد و چه کسی بیشتر ضرر می‌کند از این "نبود" منابع علمی و نه حب و بغض‌ها؟
هر جور که کلمات را در ذهنم جابجا می‌کنم، نمی‌گیرم که حب و بغض می‌تواند از طریق طراحان مستقلی که در خانه‌شان نشسته‌اند و دارند کارشان را می‌کنند، اعمال شود یا از طریق کسانی که مسوولیت‌ها را بر دوش دارند؟! حتی انجمن این قدر قدرت نداشت که حداقل این افراد را از بین اعضا انتخاب کند. این چه انجمنی است؟ راست نیست که می‌گویند "مشکل گرافیک ما ندیدبدیگی و بی‌سوادی است!"
 
در مقابل پوستر‌های ایرانی کمتر تجاری می‌نمایند و بعضا تا مرز سلف پروموشن پیش می‌روند و هنوز معضل بزرگی که وجود دارد، این است هنوز آثاری چاپ‌نشده و تک نسخه‌ای را می‌توان به عنوان کار حرفه‌ای جا زد‌.

اینجا اذعان دیگری بر وقوف نگارنده به غیرحرفه‌ای بودن کارها و با این وجود اصرار بر شرکت در نمایشگاه! حضور در جای جای گرافیک جهان به چه قیمتی؟

اغلب مردمان دو کشور، به دلیل تبلیغات غیرواقعی دولت‌ها، تصور درستی از کشور مقابل نداشته و ندارند و از برداشت‌های سطحی طرف مقابل، می‌توان به خلاصه‌کردن و تقلیل ایران (‌یا نقشه کاریکاتوری آن) در نمایشگاه اشاره کرد: قطعاتی شبیه به تقصیمات ایالت‌های آمریکا با درج نام‌هایی چون: حرم، تهران، مسجدها، عرفان و صوفی‌گری، نفت، آثار باستانی، قلیان و کباب و خواستگاه  تمدن‌ها!

در این بخش هم حتی اگز نخواهیم پز وطن‌پرستی و میهن‌دوستی بدهیم، باید بپذیریم که هر کس که باشد باید بر این شیوه تصور خرده بگیرد و مثلا به نشانه اعتراض هم که شده از شرکت سر باز بزند. اما جالب است که همه مسایل منفی و مشکوک و غریب گفته می‌شود اما باز هم نمایشگاه را عشق است! این ماجرا دقیقا مثل فروشنده موادی است که می‌گوید اگر من نفروشم یکی دیگر می‌فروشد و لابد این آقایان هم می‌گویند اگر ما شرکت نمی‌کردیم، بالاخره عده‌ای دیگری شرکت می‌کردند، نمایشگاه را که بر هم نمی‌زدند!
جالب‌تر این است که شما که به زعم خودتان با اضافه کردن اسم چند نفر می‌توان ادعای آرش تنهایی مبنی بر نمایندگی نکردن این طراحان به کلیت طراحان پس از انقلاب را بی‌اثر کرد و در واقع اینقدر ارج و قرب خودتان را بالا می‌دانید که با چند سال کار خودتان را نماینده 30 ساله گرافیک در کشوری 70 میلیونی می‌دانید، چرا در چنین جاهایی شرکت می‌کنید؟ اصلا این نمایشگاه در خور مقام شامخ شما نیست... بگذارید جوانان یا پیشکسوت‌ها در این نمایشگاه‌های پیش پا افتاده شرکت کنند و شما به با اثر کردن کلیت طراحان گرافیک پس از انقلاب بیاندیشید! اضافه کنم که چقدر خوب است که آقای قاسمی "دغدغه‌های نامتمرکز و متعدد" دارند وگرنه خدا به خیر کناد، معلوم نبود در چه جاهایی اسم ایشان را رویت می‌کردیم! خدایی‌ش اعتماد به نفس هم حدی دارد!
 
چه بسیار کار‌های بی‌کیفیت و حتی خنده‌دار را می‌بینیم که در بینال‌های اروپایی انتخاب شده‌اند یا در سایت‌های رسمی، فقط نام گرافیک ایران را یدک می‌کشند و این ضعف غربی‌ها را از درک و تمییز فوت ‌و ‌فن تایپوگرافی با خط عربی- فارسی و علاقه‌ کورکورانه‌ آنها را به پدیده‌های اگزوتیک نشان ‌می‌دهد، همچنانکه دانیل اسمیت، گرداورنده آمریکایی نمایشگاه سیاتل‌ـ تهران به سحر و جادوی حروف فارسی و وسوسه انگیزی آن برای بیننده خارجی اذعان دارد.
 
بله به این قسمت هم کاملا اشراف داریم اتفاقا یکی از همین کارها که البته فکر کنم این بار در آسیا بود یک کاری بود که یک عدد کنترل ویدیو بود که ...
 
می‌توانید جای اسم آنها هر کدام دیگر شرکت‌کنندگان را بگذارید، فرقی نمی‌کند؛ همه برای خودمانی نگهداشتن اندرونی به یک دار و دسته اکتفا کرده‌اند وبه جای معرفی استعدادهای جدید از لیست‌های قدیمی قدمی فراتر نرفته‌اند.

این هم از آن حرف‌هاست، بالاخره مشخص نیست که این یکی به نعل زدن و یکی به میخ زدن تا کجا ادامه دارد!
از طرفی چندان هم فرقی ندارد که به جای این افراد راه‌یافته به نمایشگاه کسان دیگری را بگذارید و از طرفی ایشان همان طلایه‌داران گرافیک پس از انقلاب هستند که با چند تایی جابه‌جایی دیگر لیست افتخارات 30 ساله ما را تکمیل می‌کنند! معلوم نیست حرفه‌ای هستند یا نه؟ نماد و نشانه طراحان پس از انقلاب هستند یا نه؟ می‌شود به جای هر کدامشان یکی دیگر را گذاشت؟ نمی‌شود گذاشت؟
و در آخر بسیار سپاس که این ماجرای اندرونی و محفلی کردن انتخاب هم بالاخره پذیرفته شد!
ما که هر جا می‌نوشتیم و می‌گفتیم همه فریاد وا اسفا و آوخا سر می‌دادند که به استاد ما توهین شد و گروه و دسته‌ای در کار نیست و مگر استاد ما پدرخوانده است و هزار و یک حرف دیگر ... پس مشخص شد که "به جای معرفی استعدادهای جدید از لیست‌های قدیمی خود فراتر نرفته‌اند" و این تازه گفته کسی است که خودش همیشه در این محافل اندرونی حضور دارد و بعد سخن از حب و بغض می‌راند! نمی‌دانیم که اگر جایشان را با یک طراح دیگر که در این اندرونی‌ها نبود، عوض می‌کردند، حالا به جای این انتقاد نرم چه‌ها که نمی‌نوشتند و چگونه این محافل را با پرده‌برداری از عالیجناب سرخپوش‌شان رسوا نمی‌کردند!

پس نوشت: همین‌جا از صراحت حرف‌هایم دفاع می‌کنم و امیدوارم که بینشی یا تغییر در بینشی هر چند کم ایجاد کرده باشم.

 

شهاب سیاوش
8/6/1387
 
 
پیوست‌ها:


نظرات

  • #1
  • ارسال شده توسط: مهدي ايزدپناهي 
  • در تاریخ: ۱۳۸۷/۰۶/۱۱ - ۰۹:۳۳

در عجبم از این جماعت... چقدر جای تامل است و جای تاسف برای ما كه خود را اندیشمندو فرهیخته می دانیم از سیاست بازان چیزی كم نداریم!! دغل بازی ها و باند بازیها هر چه قابل تحمل باشد اینجا، در جمع هنرمندان(؟!) غیر قابل تحمل است. دوست عزیز آقای امیر علی قاسمی. شما كه سخنان منطقی تنهایی را شتابزده می دانید. یك بار نوشته خودتان و عكس العمل کودکانه خوتان را ببنید و قضاوت كنید. شبیه  كودكی شده اید كه یك نفر می خواهد اسباب بازی كه فقط مال خود می داند را از او بگیرد... جیغ زده اید.. محكوم كرده اید... جا خالی داده اید...
متاسفانه شما فكر می كنید از قدرت طراحی به اینجا رسیده اید كه نام شما و همپالكی هاتان همه جا هست. اما همه  میدانند كه شما و دوستانتان چطور وارد گود شده اید و چطور با ناداوری ها به اینجا رسیده اید. آقای راد از كجا آمده؟ به كدام تجربه و اعتبار در طراحی داور بزرگترین رویداد گرافیك ایران می شود؟ و نامش در كنار بزرگانی چون ممیز و شیوا و اسداللهی و جباری قرار می گیرد؟ چرا در هر نمایشگاه دست شما و رفقا را می گیرد و شما می شوید شاخصه های گرافیك این مملكت؟
آقای قاسمی.. كمی منصفانه به كارهایتان نگاه كنید و آنها را در كنار كارهای جوانانی كه بی ادعا كارهای بزرگ انجام می دهند و تشنه جایزه و شهرت و باند بازی نیستند قرار بدهید و تمام ضعف های كارتان را ببنید و متوجه شوی كه از نظر طراحی به گرد پای بسیاری از آنها هم نمی رسید.
«امیر خان!»* خوشبختانه اوضاع مملكت قمر در عقربتر از این حرفهاست كه آسیبی به شما برسد. پس با خیال راحت باز هم تركتازی كنید و تیمتان را ارنج كنید و نمایشگاه برگزار كنید.  با داوران پیتزا بخورید تا به نفع شما سوت بزنند، خودتان و دوستانتان را برگزیده كرده و جایزه بگیرید. ورك شاپ برگزار كنید و خوش باشید. چشمان دانشجویان تازه وارد از همه جا بی خبر (كه مشتاقانه شما را باور كرده اند و فكر می كنند واای!! چه ادم مشهوری رودیدم!!) همه جا دنبال شماست ولی حیف كه قادر به دیدن اینهمه كاسه نیستند كه شما زیر نیم كاسه هایتان پنهان كرده اید.
راستی چه خبر از دوسالانه دهم؟!! آماده جایزه گرفتن هستید؟ وقت را از دست ندهید از سیاتل كه برگشتید رفقا را بسیج كنید برای دوسالانه دهم!! آقای راد هم كه داورند و امسال لابد خود شما هم هستید!! همه چیز جفت و جور است. در فعلا روی پاشنه شما می چرخد. به بقیه دوستانتان هم سلام ما عقب مانده های كارنابلد را برسانید، شهریاران گرافیك ایران!!! راستی این چندمین بار است كه به سیاتل و ونیز و پاریس می رید و سوغاتی نمی آورید ..هاااا  !!!                  *(در اینجای متن منظور از امیرخان ، امیر قلعه نویی مربی تمامیت خواه نیست!!!)

  • #2
  • ارسال شده توسط: حسين اقبالي 
  • در تاریخ: ۱۳۸۷/۰۶/۱۱ - ۲۰:۲۸

مطلبی دیگر در این سایت دیدم در مورد كپی كاری.
من سال پیش بی هیچ قضاوت 14 را در سایت اعلان ارائه كردم در مورد كپی كاری ایمان راد از یك نمونه هنر شبكه ای از احمد نادعلیان كه خود ایشان هم كارشان را از معراج نامه اسكن كرده بودند!
فردی كه به عنوان داور در بزرگترین رویداد گرافیكی حضور داشت و من در آن موقع هم سر آغاز اعتراضات به این باند بودم. و در دوسالانه هم شركت نكردم.
جالب اینكه این آقا كارهای ضعیف خود از جمله جلدهای غیر هنرمندانه و آرم های نامفهوم و تصویری اش را در كتاب دوسالانه آورده است.
برای اساتید گرافیك ایران متاسفم!
برای دبیر دوسالانه و عملكرد مافیایی اش متاسفم!
برای جامعه گرافیك كه با وجود نامی غیرهنری به نام راد در دوسالانه شركت كردند متاسفم!
برای خودم كه فكر می كند روزی اوضاع بهتر خواهد شد متاسفم...

  • #3
  • ارسال شده توسط: سام 
  • در تاریخ: ۱۳۸۷/۰۶/۱۲ - ۱۳:۴۴

واقعا تاکی؟! آخه تاکی قراره نمایشگاه های گرافیک این مملکت پذیرای آثاری باشه که با پارتی بازی و رابطه قبول میشن؟ بس نیست؟ فایده این نمایشگاه ها چیه؟ گرافیک ایران داره روز به روز بدتر از دیروز میشه. چشم کسانی که خودشونو مالک گرافیک ایران میدونن روشن.
تا کی قراره اسامی داوران نمایشگاه ها فقط یه تعداد اسامی ثابت باشه؟! تاکی قراره اسامی پذیرفته شدگان نمایشگاه ها دوستان ورفقا باشن؟! تا کی؟
اینا فقط حرف من نیست. درد دل خیلی از گرافیست های این مرز و بوم. امیدوارم به گوش اساتید برسه.

  • #4
  • ارسال شده توسط: artless 
  • در تاریخ: ۱۳۸۷/۰۶/۱۳ - ۰۱:۲۹

سلام.بابا اینجا ایرانه همه چیزمون به هم میاد از وضع معیشت..... تا.... مسابقات هنری و نمایشگاهها

  • #5
  • ارسال شده توسط: غفارزاده  
  • در تاریخ: ۱۳۸۷/۰۶/۱۴ - ۱۵:۴۶

جناب سیاوش نمیشه شما در مورد گرافیک ایران نظر ندidn. شما جهانی هستی پس جهای بنگر !


خیر

  



ارسال خبر برای دوستان





 


درباره رسم | ارتباط با رسم | پرسش های متداول | لینکدونی | جدیدترین نظرها | خدمات اطلاع رسانی

۱۱ کاربر آنلاین

تمام حقوق محفوظ است.
نقل مطالب رسم تنها با ذكر نام و نشانی سايت مجاز مي باشد.

 
 
صفحه نخست
اخبار
گفتگوی ویژه
مقاله
ویژه‌نامه
فتوبلاگ
فراخوان
ممیزنامه
کتاب‌ رسم
فراخوان رسم