گرافیک یا ترافیک؟
- ۱۳۸۷/۱۰/۱۴ - ۰۸:۲۴
- اخبار
به گزارش سایت خبری رسم ، یادداشت زیر روز پنجشنبه (12/10/87) در یکی از روزنامههای صبح منتشر شد:
چندی پیش یكی از بانکهای خصوصی با ارائه یک طرح تبلیغی موفق ضمن جلب نظر بینندگان، مراتب اعتراض اداره راهنمایی و رانندگی را فراهم آورد به طوری كه این اداره نسبت به پاره كردن بیلبردهای تبلیغی در انظار عمومی اقدام كرد.
طرح یاد شده با الگوبرداری از تابلوهای راهنمایی و رانندگی (به لحاظ رنگ و فونت انتخابی) و با شعار به سرعت خود بیفزایید سپردههای سودآور سامان، تهیه شده كه در روز دوم نصب با مخالفت اداره راهنمایی و رانندگی روبرو شد كه این مخالفت از طریق پاره شدن بیلبوردها نمود پیدا كرد. در پی این حركت، بانک تبلیغكننده در اقدامی جالب نسبت به تعویض تابلوها و جایگزینی دو شعار دیگر مسیر تبلیغی خود را ادامه داد.
به طرف سپردههای سودآور سامان و احترام به قوانین راهنمایی و رانندگی یک وظیفه ملی است و بهرهمندی از سپردههای سودآور سامان یک فرصت استثنایی. ادامه بهرغم اینكه نصب تمامی طرحها با واسطه مجوزهای اخذشده از اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران بوده است در كمتر از 24 اعت مراتب اعتراض راهنمایی و رانندگی با پاره شدن مجدد تمام بیلبردها نمایان میشود.
از ادامه نقل این گزارش گذشته و به این بهانه از فرصت استفاده میكنم و لازم میدانم به مبحث مهمتری تحت عنوان سواد بصری عموم اشاره كنم. آنچه باید دغدغه امروز اهالی گرافیک و متولیان فرهنگ و هنر كشور قرار گیرد. نقیصهای كه تنها روش راهبردی برای رفع آن تلاش برای عمومی كردن این هنر در لایههای مختلف اجتماع از طریق ارتقای سطح كیفی آثار تبلیغی است و صد البته در ریشهیابی این نقیصه، متهم درجه اول را باید متولیان گرافیک کشور در دهههای اخیر و پدیدآورندگان موج گرافیک جشنوارهای دانست. موجی كه تنها پیامد آن كپیبرداریهای مكرر و آسیبرسان، ایجاد گرافیكی صرفا تزیینی و سلیقهای به جای كاربردی، مهجوریت گرافیک تبلیغی و نهایتا فقر سواد بصری بوده است.
و البته در آخر پرسش نگارنده از شما: به عقیده شما فرهنگ تصویری امروز جامعه توانایی پذیرش چنین تبلیغی را دارد یا اساسا باید با شک و تردید نظارهگر این مساله بود؟ یا به عبارت دیگر به طور كلی طرح تبلیغی یادشده طرح موفقی بوده است یا خیر؟
به طرف سپردههای سودآور سامان و احترام به قوانین راهنمایی و رانندگی یک وظیفه ملی است و بهرهمندی از سپردههای سودآور سامان یک فرصت استثنایی. ادامه بهرغم اینكه نصب تمامی طرحها با واسطه مجوزهای اخذشده از اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران بوده است در كمتر از 24 اعت مراتب اعتراض راهنمایی و رانندگی با پاره شدن مجدد تمام بیلبردها نمایان میشود.
از ادامه نقل این گزارش گذشته و به این بهانه از فرصت استفاده میكنم و لازم میدانم به مبحث مهمتری تحت عنوان سواد بصری عموم اشاره كنم. آنچه باید دغدغه امروز اهالی گرافیک و متولیان فرهنگ و هنر كشور قرار گیرد. نقیصهای كه تنها روش راهبردی برای رفع آن تلاش برای عمومی كردن این هنر در لایههای مختلف اجتماع از طریق ارتقای سطح كیفی آثار تبلیغی است و صد البته در ریشهیابی این نقیصه، متهم درجه اول را باید متولیان گرافیک کشور در دهههای اخیر و پدیدآورندگان موج گرافیک جشنوارهای دانست. موجی كه تنها پیامد آن كپیبرداریهای مكرر و آسیبرسان، ایجاد گرافیكی صرفا تزیینی و سلیقهای به جای كاربردی، مهجوریت گرافیک تبلیغی و نهایتا فقر سواد بصری بوده است.
و البته در آخر پرسش نگارنده از شما: به عقیده شما فرهنگ تصویری امروز جامعه توانایی پذیرش چنین تبلیغی را دارد یا اساسا باید با شک و تردید نظارهگر این مساله بود؟ یا به عبارت دیگر به طور كلی طرح تبلیغی یادشده طرح موفقی بوده است یا خیر؟








فونت مولا طراحی شد
نظرات
سلام.
ایده نوی است . من در دید اول از آن را پسندیدم .اما مردم ما باید ظرفیت همچین تبلیغی را داشته باشند.
بعد از کلی ذوق در اتوبان بابت طرح و ایده این تبلیغ این خبر را در رسم دیدم و واقعا بسیار متاسفم برای جامعه که هنوز پذیرش اینچنین ندارد به هیچ عنوان. تا کی باید جنگید؟و پاره کردن بیلبورد تماشا کرد؟
پس حرف های گنده گنده نزنیم.خلایق هر چه لایق.
جای خالی تبلیغات خلاقانه در ایران به شدت احساس می شود.
متولیان امر تبلیغات آنچنان به تبلیغات مستقیم پرداخته اند و مردم آنقدر به تبلیغات بی روح و مستقیم عادت کرده اند که تبلیغی اینچنینی به نظر می رسد که بدآموزی دارد.
طرح موفقی بود.تیزرش هم از تلوزیون پخش میشد.در لحظه اول به آدم شوک میداد که یعنی چه که سرعت خود را بیافزایید؟چون چنین شعاری در تابلوهای راهنمایی دیده نمی شود.اما فکر نکنم تاثیر منفی بر رانندگی داشت.به هر حال راهنمایی رانندگی زحمت کشید و همه را پارا کرد
با سلام
تبلیغی را که شما به آن اشاره کردید را هم قبل از پاره شدن، بعد از پارگی و طرح جدیدش را دیدم. در این باره اشاره به چند نکته را الزامی می دانم:
به نظر من معضل فرهنگ تصویری امروز جامعه به طور مستقیم با اتفاقی که افتاده است مرتبط نیست. مساله ای که مهم است حریم علائم راهنمایی و نوع و جایگاه آن است. لازم به توضیح نیست که به خاطر نوع و جایگاه بیل برد های اتوبانی این تبلیغ نه تنها به درستی دیده نمی شود، بلکه این امکان وجود دارد که هدف آن درک نشود و برداشت غلط شود.
اما مساله مهم عدم وجود آیین نامه ای مدون برای تبلیغات شهری است که تمامی ارگان های مربوطه متحدا آن را آماده کرده باشند تا شاهد این گونه اتفاقات نباشیم.
اما در رابطه با سوال شما بر این باورم که سطح سلیقه ی تصویری مردم-خصوصا در پایتخت- بالاست. مجلات خارجی، ماهواره، فیلمها و بازیها ارتباط مستقیمی با ارتقا سطح سواد بصری دارد. اما مشکل بر سر این است که گرافیک تبلیغاتی در ایزان مساوی با بازاری بودن است و به درستی آموزش داده نمی شود و آژانس های تبلیغاتی عموما به دست افراد غیر متخصص اداره می شود.
پ.ن: استفاده از علائم راهنمایی، رنگ های چراغ راهنمایی در محدوده ی چهارراه ها و ... در کشورهای اروپایی ممنوع است.
به نظر من استثناً این طرح ربطی به پایین بودن سواد بصری جامعه ندارد طرح تبلیغاتی باید دارای یکسری مشخصات و استانداردها باشه که این طرح نبود.