خانواده گرافیک
- ۱۳۸۵/۰۳/۲۱ - ۰۵:۲۹
- مقاله
چندی پیش در سایت کارگاه مطلبی انتقادی از همکار خوبم ، امیر علی قاسمی خواندم که متعاقب آن به وبلاگ ایشان هم سر زدم. برآن شدم مطلبی را برای روشن شدن برخی مسائل بنویسم. اما نه به عنوان پاسخ ، چرا که مخاطب این دوست طراح که سابقهای خوش و درخشان از حضور در جشنوارههای جهانی دارد ، این کمترین نیست.
مطلب پیش روی شما و منتظر نظرها و کامنتها :
1. نسل پنجم گرافیک در بستری خاص به میدان آمد. کامپیوتر برعکس نسل چهارمیها ، دیگر "پیف پیف"کردنی نبود. نمیشد انکارش کرد. اطلاعات و ارتباطات فراتر از آنلاین شده. خلاصه همه چیز مهیاست تا از پشت تریبون جهانی ، حرفی برای گفتن داشته باشیم.
2. روز به روز تعداد علاقهمندان حرفه و هنر گرافیک زیاد و زیادتر میشد. بدون هیچ دلیل. پیامد آن ازدیاد دانشگاهها و دانشکدههاو مؤسسههای زیرپلهای آموزش عالی.
3. نسل پنجم نه مثل نسل اول و دوم جایگاهی بین مخاطبان و عامه مردم باز کرد و نه مثل نسلهای بعدی ، بین قشر روشنفکر ، تعریفی برایش وجود داشت. این نسل باید خود را میشناساند . باید وجود و حضورش ، لمس میشد.
4. چه بهتر از گرافیک جشنوارهای . معضلی که این روزها ، اگر نگوییم بیشتر ، حداقل تعداد زیادی از این نسل را به خود مشغول کرده است.
5. ارسال اثر برای یک جشنواره یا بیینال خارجی با " گرافیک جشنوارهای" فرق و فاصله دارد . اولی مفید و مشوق است و دومی مردود و مخرب .چنانچه پیش از این هم بوده.
6. گرافیستها کار خودشان را میکردند ، در گردش سفارش و ایده و خلق آثار بدیع . حال اگر در این میان اثری را هم به جشنوارهای بفرستد و جایزهای بگیرد ، این خوب است اما نامش " گرافیک جشنوارهای" نیست.
7. برعکس . گرافیستهایی در خانه ، بدون ارتباط با جامعه و بدون ارتباط با سایر زنجیرههای ارتباطات . " شاعرانی که کفشهایشان واکس نخورده و در میان مردم نبودهاند " . سوار بر هاردها و سافتها . محصول ، پوستری که نهایتا یک نسخه از آن منتشر میشود . مثل نقاشی . آن یک نسخه هم دیاچال میشود به فلان جشنواره تا با بهمان جایزه برگردد .
8. فردایی دیگر و پوستری دیگر . نتیجه ؟
9. گرافیستها در خانه . پس نیاز حرفهای و ارتباطی جامعه به گرافیک چه میشود ؟ همان هفتاد هزار نفری که متخصص گرافیک نیستند به سراغش میروند تا نانش را بخورند و فاتحهاش را بخوانند . این محصول همانی است که نامش " گرافیک جشنوارهای" است.
10. گرافیک جشنوارهای یعنی وابستگی تام به جشنوارهها . نه از سر حرفهای شدن ، عرضه اندامی جهانی شود . گرافیست جشنوارهای ممرش جایزهها و جشنوارههاست.
11. این نامش " گرافیک جشنوارهای" است و مخرب گرافیک حرفهای .
12. هیچ فکر کردهایم چرا اغلب برندگان جشنوارههای کاریکاتور دنیا ، فقط از کشورهای ایران ، چین ، روسیه و اروپای شرقی هستند ؟ استعدادهای کاریکاتوری این سرزمینها بینظیر است . اما بستر نیازهای حرفهای برایشان تعریف نشده . آنها به کاریکاتور جشنوارهای روی میآورند . حالا میتوانیم بگوییم امریکا ، اروپای غربی و ژاپن ، اصلا کاریکاتوریست خوب ندارد ؟ دارد حرفهایاش را هم دارد . خوبش را هم دارد . اما اهل جشنواره مشنواره نیستند . کار اصلیشان را میکنند . به افقهای دور فکر میکنند و نه شیرینیهای لحظهای . آنچه در ذهن تاریخی جامعه میماند جایزهها و جشنوارهها نیست . تاثیر آثار خوبی است که اتفاقا هیچ جایزهای نبردهاند .
13. سینمای جشنوارهای هم چنین است . اولین فیلمهای نئورئالیستهای ایتالیا ، برای نمایش در جشنواره کن ، تایید هم نشد چه رسد به جایزه . اما تماشاگران میلیونی ، شدند جایزه جهانی "رم شهر بیدفاع" . دورههای بعدی نئورئالیسم ، گل سرسبد جشنوارههای امریکایی و اروپایی شد . تماشاگران این فیلمها ، صندلیهای خالی و خاکخورده بود . وقتی فیلمساز به جشنواره و جایزه و . . . فکر کرد ، هدف اصلیاش را فراموش کرد .
14. با این وضع ، آینده گرافیک جشنوارهای ما چه میشود ؟ چرا آزموده را میآزماییم ؟
15. اگر نسل پنجم توانست با جایزههای جهانی "ده دوازده طراح پا به سن گذاشته را پشت سر نهد" آیا این ملاک موفقیت است ؟
16. جایزهها ملاک هنرمندی نیستند . پفکهایی در دست بچههای پرسروصدا !
17. بیچاره پیکاسو که هیچ جایزهای نگرفت !
18. نتیجه ؟
19. در این وضع ، بسیار ستودنی است اگر کسی یا کسانی بیایند و بخواهند نسل پنجم را با گرافیک حرفهای و با مخاطبان آشتی دهند . چه مهدی سعیدی باشد و چه ایمان راد . رضا عابدینی باشد یا قباد شیوا .
20. تلاش ایمان راد همانقدر ستودنی است که جنب و جوش مهدی سعیدی .
21. اگر دهها نفر دیگر هم بیایند و هر کدام بخواهند با کتابی و نمایشگاهی ، این هدف را به نسل پنجم تزریق کنند ، جای بسی خوشحالی است و نه گلهمندی . چه اشکالی دارد چند گروه به این مهم بپردازند ؟ مهم هم نیست کی اول و کی دوم است . نفس کار اهمیتش بیشتر است . بگذاریم تاریخ خودش قضاوت کند که اول و دومش که بود . پرسشهای تاریخ ، جوابش امروز نیست .
22. ما همه از یک خانوادهایم . چرا به صورت هم زخم بپاشیم ؟
23. همه ما اهل قلموییم نه اهل قلم . اگر فرم ثبتنام سعیدی ، اشکال ویرایشی دارد ، متن انتقادی قاسمی هم خالی از مشکل نیست . بوق و کرنا نکنیم . همکار هستیم و بدانیم "لحافی" در کار نیست .
24. به خانواده گرافیک فکر کنیم .
اخبار مرتبط :
ـ مقاله انتقادی امیر علی قاسمی در سایت کارگاه
ـ یادداشت امیر علی قاسمی در وبلاگ








آغاز تولید فنی کتاب سال گرافیک
نظرات
چیزی که همه گیر شه و روز به روز افزایش پیدا کنه قطعآ تبدیل به یک بیماری میشه که عواقب بدی داره ... خب آقایان و خانم های بیمار را به بیمارستان های مختلف انتقال میدهند و همه بیمارستان ها هم مجهز و استاندارد نیستند و گاهآ دیده میشه در بیمارستان ها دکترها و پرستاران بیماران خودشون را میکشند! <br /><br />حالا ! در این بیمارستان ها راه های خوب شدن را به بیمارها میگن به صورت شفاهی که مثلآ دستهاتون را بشورید و غذا بخورید تا دیگه مریض نشید و نیاید اینجا! ولی نمیگن با چی بشورید !<br />و بعد از اینکه پول دوره معالجه را از بیمار گرفتند ولش میکنند در جامعه تا به زندگیش برسه !<br />و خب !<br />الان وضعیات هنر گرافیک در ایرن دقیقآ یک چنین چیزیه ! <br />آنهایی که در دانشگاه ها - موسسات - آموزشگاها در حال تدریس هستند و با این کارشون یک جمعیت مریضی که مریض تر شدند را به جامعه میفرستند و خب ! نتایجش را میتونید از در و دیوار زیبای شهرهامون ببینید !!!<br /><br />مطالب بالا هیچ ارتباطی با موضوع بحث نداره ! ولی به نظرم اول آموزش هنر تجسمی رو درست کنیم و بعد بیایم بینال و فستیوال و نمایشگاه برگزار کنیم !<br /><br />
ostad be nazare man in shaye parakani chizi joz tashanoj va bi hovayati graphic iran chizi ro tadayi nemikone va javi na amn ro misaze
متشکرم که مرا همکار خوبتان قلمداد کرده اید!<br />کاش مطلب اینجانب را کمی با دقت می خواندید آنجا که نوشته ام " ما صاحب کلی طراح شدیم که ده دوازده طراح پا به سن گذاشته را پشت سر نهاده به تاخت به جلو میرفتند" هنوز نسل پنجمی متولد نشده بود! یا دوران طفولیت خود را میگذرانید! مراد نسل چهارم است! <br />این همه دفاع شما و اینکه به غلط گرافیک جشنواره ای را عاملی فرض کردید که من قصد کوبیدن کسی را با آن دارم، مقوله ای است که به همه ما حتی خود من باز می گردد! و این شمایید که دارید آنرا به کس خاصی نسبت میدهید که از این بابت متاسفم!<br />ممنوناز ارجاعاتشمابهکاریکاتور و سینما که ناخود آگاه حرف مرا تایید میکرد! <br />اما واکنش شما را به فال نیک میگیرم چرا که به جای لبخند الکی به همدیگر زدن بهتر است در باره مسائل گرافیک ایران صحبت شود، اما به شرطی که هر انتقادی "زخم زدن" نام نگیرد و هر پسرخاله ای ادعای ارث ومیراث نکند! اگر "همه" همکار هستیم ، نظر "همه" محترم است و شنیدنی! حتی نظر من بی تجربه و این همه جار و جنجال ندارد. که شما با این همه تجربه و منصب استادی دانشگاه بخواهید زحمت کشیده با آسمان و ریسمان کردن مسائلی را روشن کنید!<br /><br /><br /><br />رسم (دوشنبه 22/3/85 - ساعت7 ) :<br />جای بسی سپاس و خوشحالی است که فضای سایبر ، بستری شد برای طرح مباحث و نظرات . سپاس از اینکه افتخار میزبانی را به "رسم " سپردید و خوشحال که چهره به چهره نبودن گفتگوها ، باعث نشد تا حریمها را بشکنیم و همه در فضای دوستی و همکاری نظراتمان را مطرح کنیم ، هرچند متفاوت و گاه متضاد .<br />اما چند توضیح :<br /><br /><br />الف. آنجا که آقای قاسمی نوشتهاند "مراد نسل چهارم است " ، در متن مطلب انتقادی ایشان و در پاراگراف مربوطه ، هیچ اشارهای به این "مراد" نشده است ، نه صریح و نه در لفافه.<br /><br /><br />ب. کدامیک از 24 بند این مطلب "آسمان" است که بخواهد معماگونه به "ریسمانی" پیچیده شود ؟ آیا آنچه درباره وضع گرافیک و نسل پنجم نوشته شد ، بدیهیات نیست ؟<br /><br /><br />ج. باز هم تاکید میکنم نه "لحافی" در کار است و نه "ارث و میراثی" . خود شما که "افسردگی عمیقتر" را شروع کردید ، آیا بدنبال "لحاف و ارث و میراث" بودهاید ؟ قطعا نه .من ارزش والای کار فرهنگی شما را درک میکنم و همانطوری که حرکت نسل پنجمی ایمان راد و مهدی سعیدی را میستاییم ، افسردگی عمیقتر هم ستودنی است.<br /><br /><br />د. آنچه درباره گرافیک جشنوارهای گفته شد تعریف نسبتا جامعی از هنرهای جشنوارهای است . قصد کوبیدن کسی را نداریم . اگر نظر جنابعالی درباره گرافیک جشنوارهای غیر از این است ، خوب است مطرح کنید و فقط به کلمه "غلط" بسنده نکنید.<br /><br /><br />ه. اینقدر واژه "استادی دانشگاه" را دستمالی نکنید ! حضرت عباسی کجای مطلب من و اصلا در کجای این سایت به این واژه اشاره شده ؟<br /><br /><br />و. تجربه این کمترین به "این همه" نمیرسد. در حد شماست و حتی کمتر !<br /><br /><br />ز. امیدوارم بتوانیم در همین فضای آرام ، بصورت منطقی به بحث بپردازیم و یک راست اصل موضوع را به چالش بکشیم و نه حواشی را . از این رو از آقای قاسمی و سایر صاحب نظران ، خواهش میکنم ادامه بحث را به این سوالات اختصاص بدهند که آیا اساسا حرکتهایی این چنین (برگزاری نمایشگاه و چاپ کتاب و . . . ) میتواند به حمایت نسل پنجم منجر شود ؟ نمیشود ؟ چه کنیم وضع از این بهتر شود ؟ آیا گرافیک جشنوارهای چاره کار است ؟
چه خوب می شد به جای اینكه جواب برای هم آماده كنیم درمورد صحبت های طرف مقابل بیشتر فكر كنیم و فكر كنیم چه كنیم گرافیك ایران مطرح بشه به نظر شما با این جواب پس دادن ها چیزی عوض میشه؟<br />و شما اینجا فضای آرام و منطقی را می بینید برای بحث!؟<br /><br />رسم :<br />سعی ما هم ، همین بوده و هست. از این رو در زیرتیتر این بحث ذکر شد که "نه در مقام پاسخ" و از صاحبنظران خواهش کردیم فقط به آن سه سوال پاسخ بدهند. ولی به نظر میرسد بعضیها ، با مطرح کردن حاشیهها ، به قول آقای ایمان راد ، از گل آلود کردن آب ، قصد و غرضی دارند.
دوراه حل برای یک مشکل <br /> نسل 5 یه واقعیته که باید پذیرفت - حالا هم دو راه برای ثبت آثار این نسل پیش روی ماست 1 - رضا عابدینی گرافیست موفق نسل 4 به عنوان مولف قصد داره کتابی رو تالیف کنه 2- گروهی از طراحان نسل 5 به دبیری مهدی سعیدی یه نمایشگاه می خواهند برگزار کنند با این هئیت داوری ( قباد شیوا فرزاد ادیبی بیژن صیفوری پریسا تشکری مهدی سعیدی )<br />یه نظر من این یه رقابت سالم ایجاد می کنه هر دو گروه علیرغم سلیقه و نگاه خاص به گرافیک سعی می کنند با کیفیت بیشتری این کار رو انجام بدهند . واین حاصل فضای بازو تنوع است . اگر ماجامعه هنری گرافیک نگاه انحصار گرایانه داشته باشیم وای به حال جامعه ایران به نظرم هنوز زود است که قضاوت کنیم . ولی فکر می کنم هر دوی این پروژه ها طراحان خوب و تازه ای به جامعه گرافیک ایران و مخاطبان اش معرفی کند این به نظر من این بهترین اتفاقی است که خواهد افتاد .به هر دو گروه خسته نباشید می گم و فارغ از نگاه کودکانه که این یا اون تحریم کنیم برای هر دو گروه کار ارسال می کنم . <br />آرش تنهایی